پليس و اسلام

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز (یکشنبه) در دیدار شرکت‌کنندگان در همایش فرماندهان و مدیران و رؤسای عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی، این نیرو را «مظهر حاکمیت و امنیت» جمهوری اسلامی خواندند و با تأکید بر اینکه ایجاد امنیت فردی، اجتماعی، اخلاقی، و روحی و روانی در جامعه از مهم‌ترین مسئولیت‌های نیروی انتظامی است، فرمودند: لازمه‌ برقراری امنیت، «اقتدار پلیس» است اما این اقتدار باید همراه با عدالت، مروت و ترحم باشد.

کار شما خدمت به جامعه و جمهوری اسلامی و نصرت اسلام است.

بگير پليس را

روحانی در همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی :

پلیس موظف به اجرای اسلام نیست!

رمز و راز بعضي ؟؟؟

 

 هاشمی کشور را برای خودش می‌داند

وزیر دولت سازندگی سیدمحمد غرضی گفت: من به آقای هاشمی ارادت دارم، با آقای هاشمی در زندان بودم و حتی در دولت ایشان نیز وزیر بودم، من در تعریفی می‌گویم که آقای هاشمی کشور را برای خودش می‌داند و به این و آن کاری ندارد.

سایت افکار نیوز نوشت: سیدمحمد غرضی از مبارزین انقلابی است که سابقه حضور در زندان و همراهی با هاشمی رفسنجانی را در کارنامه خود دارد. وی در سالهای پس از انقلاب نیز در دولت هاشمی وزیر بود و ارتباط نزدیکی با وی داشته است. در خصوص مواضع اخیر هاشمی رفسنجانی با وی گفت و گو کردیم و علت تغییر موضع آقای هاشمی را جویا شدیم. وی معتقد است آقای هاشمی خط  خودش را دنبال می کند.

جناب آقای غرضی با توجه به اینکه شما سابقه رفاقت چندین ساله دارید مواضع اخیر آقای هاشمی را چگونه می بینید؟

 من به آقای هاشمی ارادت دارم. با آقای هاشمی در زندان بودم و حتی در دولت ایشان نیز وزیر بودم. این تعریفی که از آقای هاشمی در جامعه می شود که آقای هاشمی مواضعشان تغییر کرده من با این مطلب فاصله دارم. آقای هاشمی برای خود اش شانی قائل است که به آن شان اش هم عمل می کند. من در تعریفی می گویم که آقای هاشمی کشور را برای خودش می داند و به این و آن کاری ندارد.

من با آقای هاشمی با مرحوم آیت الله طلقانی و مهدوی کنی و منتظری و امثال اینها در زندان بودیم و بسیاری دیگر از افراد دیگر نیز حضور داشتند. آقای هاشمی خط خودش را در آن زمان نیز دنبال می کرد و در قبل و بعد از انقلاب حرف خودش را می زد و آقای هاشمی برای خودش آقای هاشمی است و انتظاری که بر او مسائلی را تحمیل کنند از آقای هاشمی بر نمی آید.

آقای هاشمی کارهای مختلفی می کند و پای آن هم می ایستد و حرف اش را هم می زند.

چرا مواضع آقای هاشمی عوض شده است. آقای هاشمی در قبل از انقلاب مواضعی داشتند و امروز به نوع دیگری در مورد وقایع موضع می گیرن؟ مثلا در مورد هلوکاست ایشان در قبل از انقلاب می گویند اینکه می گویند در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی به دست آلمانی ها از بین رفتند درست نیست اما اخیرا در مصاحبه ای اعلام کردند که نفی هلوکاست به نفع اسرائیل تمام شده است. دلیل تغییر مواضع ایشان را شما چه می دانید؟

 شما قدری اگر تجربیاتتان بیشتر شود تا اینکه این حرفها برای شما در مورد اشخاص بتوانید به عمق مطلب بیشتر پی ببرید. در مورد هلوکاست آقای هاشمی مطابق ذهن خودش تعریف می کند و مطالب اش را به گونه ای می گوید که در هر مقطعی استفاده خودش را می برد.از این دوره هایی که آقای هاشمی امام جمعه بود همه چیز را به نرخ خودش تعریف می کند عمل می کند. ما هم دلیل تغییر موضع ایشان را می خواهیم بدانیم. چرایی این موضوع برای عموم جامعه سوال است.

من تعبیر خودم را دارم که نسبت به کسانی که در انقلاب یک روز الله اکبر گفته و کاری کردند علیه کسی حرف نمی زنم زیرا انقلاب عظیمی بوده و آدم هایی بوده و کارهایی کرده اند. شرعا و عرفا برای خودم لازم نمی دانم که علیه اشخاص برای خودم حرف بزنم.

ما هم نمی خواهیم علیه کسی صحبت کنیم اما می خواهیم بدانیم چرا فردی که سابقه حضور در انقلاب را دارد اخیرا مواضعشان تغییر کرده و این را از موضع گیری های خود آقای هاشمی می گوئیم.

هر کسی موضع خودش را دارد و الان هم اشخاص هستند که علیه هم حرف می زنند و در اوضاع سیاسی این مسائل وجود دارد و من جزو آن دسته از افراد نیستم که علیه کسی حرف بزنم. الان گروهها و شخصیت های سیاسی علیه هم حرف می زنند و من شرعا خودم را موظف می دانم که علیه اشخاص حرف نزنم و با این تعابیری که شما دارید خودم را نزدیک نمی دانم.شما حرف خودتان را بزنید اما من نسبت به آقای هاشمی تعابیری که دارند را ندارم.

امام شما نه امت!

ما با امام شما بیگانه و شما نیز با امام امت بیگانه اید

متن کامل نامه سرگشاده شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان فارس به هاشمی رفسنجانی

  باسمه تعالی

 «این ماییم که باید از خود برای امام هزینه کنیم نه از امام برای خود»

 شهید بهشتی

  جناب حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی

  با سلام وعرض ادب، مدتی است که  برخی فرمایشات حضرتعالی  در این برهه حساس و سرنوشت ساز انقلاب اسلامی  که درگذراندن یک پیچ تاریخی است علی الخصوص در یک دو دهه اخیر واستناد آن فرمایشات در قالب خاطرات و مکاتبات ونسبت دادن آنها به حضرت امام  خمینی(ره) در زمانی که ایشان  در قید حیات بودند وشما متصدی مسئولیت های بودید، جوانان انقلابی و وارثان مکتب بسیج را بر آن داشت تا بار دیگر به دور از هر نوع نگاه سلیقه ای، به کنکاش در اندیشه ناب حضرت امام(ره) که برگرفته از اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) است بپردازند و نکاتی را محضرتان یادآور شوند.

 آقای هاشمی؛

  مدعی سخنانی هستید که خود نیز باورش برایتان سخت است، چرا که نه در قاموس آن امام فقید می گنجد و نه باورش برای این نسل آسان است،

  راهی که شما در معرفی امام و خانواده ایشان در پیش گرفته اید آغاز یک بیراهه است. وقتی کلام دیروز امام راهگشای امروز ماست که فرمودند «اکنون که من حاضرم، بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است پس از من بر حجم آنها افزوده شود، لذاعرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می شود، مورد تصدیق نیست. مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان. یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»

 چگونه انتظار داریید خاطرات باور نکردنی شما را باور کنیم به راستی از بودنتان با کدام امام خاطره می گویید؟

  امامی که امریکا را تروریست بالذاتی می دانست که قلم ها ازنوشتن و زبان ها از گفتن جنایاتش شرم دارند یا امامی که به فرزندان معنوی خود در آینده انقلاب اسلامی وصیت کرده اند. «چه در جنگ وچه در صلح بزرگترین ساده اندیشی آن است که تصور کنید جهان خواران خصوصا امریکا از ما واسلام عزیز ما دست برداشته اند و مبادا از کید آنها غافل شوید.» آن فرزانه ای که می فرمود: «موضع گیری ها باید به گونه ای باشدکه ضمن حفظ اصول اسلام برای همیشه تاریخ حافظ خشم وکینه انقلابی خود ومردم علیه سرمایه داری غرب ودر راس آن امریکای جهان خوار باشیم.»

  آری ما امامی را باور داریم که امریکا را شیطان بزرگ، و آرزویش به صدا در آمدن شعار مرگ بر امریکا نه تنها از کعبه مسلمین، بلکه از ناقوس کلیساهای جهان بود نه موافق با حذف شعار مرگ بر امریکا، از بودنتان با کدامین امام خاطره می گویید؟ ما با امام شما بیگانه و شما نیز با امام امت بیگانه اید!

 آقای هاشمی!

 تاریخ چراغ راه آینده است . مهم آن است که به خود آییم  و ببینیم کجای تاریخ قرار گرفته ایم وقرار است نقش کدامین را در روزگار عصر خویش بازی کنیم آیا مانیز همچون گذشتگان که امروز مورد لعن ما می باشند مورد لعن آیندگان قرار خواهیم گرفت یا همچون آنانی که شما خوب می شناسیدشان آسمانی خواهیم شد

  دوستانتان؛ بهشتی ،مطهری ،رجایی  را می گوییم .مطمنا بیاد دارید شهید بهشتی در کوران هجمه های ناجوانمردانه ای که منافقین  باتشویش اذهان عمومی به وجود مظلومش وارد می کردند حاضر نشد با وساطت دوستان و صحبت امام از حجم فشار ها کم کند وبا کلام نافذ شان بیان داشتند این مایم که باید از خود برای امام هزینه کنیم نه از امام برای خود.

   هنوز صدای شهید مطهری به گوش می رسد :تداوم انقلاب جز ادامه راه در مسیر عدالت خواهی ،احترام به آزادیها واز همه مهم تر حفظ استقلال مکتبی نیست.

 مصداق آن جمله امام که فرمودند: «من وقتی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگیم مثل انها باشد رجایی را می گوییم که دفتر کارش مرمر یا سعدآباد نبود»

 راستی نشان عدالت در انقلاب لایق  نصب برکدام سینه است؟

  چه سخت است حکم تیر را برای عبور از سینه فرزند خطا کار امضا کردن، بدون طراحی هیچ فتنه ای.

به راستی قرار است با کدامین نشان آسمانی شویم؟!

 آقای هاشمی

  شما که همواره در کلام، اذعان داشته اید دوست، همراه و همسنگر دیروز امروز وفردای رهبرید اجازه ندهید به توصیه امام راحل به نقل از خاطرات حضرتعالی که در روزهای آخر عمر به شما کرده اند.خناسان درونی وبیرونی بین شما و مقام ولایت در قالب نامه های بی سلام ودود های قابل مشاهده، جدایی بیافکنند.

 آقای هاشمی

  آری ما جوانان توفیق درک حضرت امام را زمانی  که ایشان در قید حیات بودند  نداشتیم اما این به معنای عدم شناخت ما از اندیشه  والای ان عزیز سفر کرده وبزرگ مرد تاریخ نیست تجربه تلخ تاریخ انقلاب عظیم پیامبر، ما جوانان را برآن داشته تاباشناخت همه جانبه شخصیت حضرت امام(ره) اجازه ندهیم تا هیچ شخص، گروه یا جریانی، انقلاب امام وآرمان های نهفته در آن را مصادره به مطلوب کند. کما اینکه در اولین لحظات پس از رحلت حضرت رسول (ص)با وجود نازنین امیر المومنیین علی(ع) این انحراف تلخ  با ید آنانی  که روزی انقلاب  بر دوش آنان جهانی می شد در دل تاریخ قرار گرفت  وتا به امروز مصائبش بر دنیای اسلام سایه افکنده است.

 آری دیگر اجازه نخواهیم داد تاریخ یک بار دیگر تکرار شود وتحریف ، جای واقعیت را بگیرد. ما نبوده ایم، اما خوب  خوانده ایم، راه  امام بر ما روشن، کلامش بَیّن، و وصیتش گویاست.

 نگذارید بازگشتتان برایمان به آرزویی بزرگ تبدیل شود بیایید تا تجربه تلخ سیف السلام ها وطلحت الخیرها در تاریخ یک انقلاب بزرگ برای یک بار دیگر رقم نخورد. چرا که اگر این چنین نشد باید منتظر کربلا ها بود.

 والسلام

  شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاههای استان فارس