عبرت های عاشورا

عبرت های عاشورا

عبرت های عاشورا

علی
عبرت های عاشورا عبرت های عاشورا

پليس و اسلام

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز (یکشنبه) در دیدار شرکت‌کنندگان در همایش فرماندهان و مدیران و رؤسای عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی، این نیرو را «مظهر حاکمیت و امنیت» جمهوری اسلامی خواندند و با تأکید بر اینکه ایجاد امنیت فردی، اجتماعی، اخلاقی، و روحی و روانی در جامعه از مهم‌ترین مسئولیت‌های نیروی انتظامی است، فرمودند: لازمه‌ برقراری امنیت، «اقتدار پلیس» است اما این اقتدار باید همراه با عدالت، مروت و ترحم باشد.

کار شما خدمت به جامعه و جمهوری اسلامی و نصرت اسلام است.



تاريخ : دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 8:9 | نویسنده : علی |

بگير پليس را

روحانی در همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی :

پلیس موظف به اجرای اسلام نیست!



تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:28 | نویسنده : علی |

رمز و راز بعضي ؟؟؟

 

 هاشمی کشور را برای خودش می‌داند

وزیر دولت سازندگی سیدمحمد غرضی گفت: من به آقای هاشمی ارادت دارم، با آقای هاشمی در زندان بودم و حتی در دولت ایشان نیز وزیر بودم، من در تعریفی می‌گویم که آقای هاشمی کشور را برای خودش می‌داند و به این و آن کاری ندارد.

سایت افکار نیوز نوشت: سیدمحمد غرضی از مبارزین انقلابی است که سابقه حضور در زندان و همراهی با هاشمی رفسنجانی را در کارنامه خود دارد. وی در سالهای پس از انقلاب نیز در دولت هاشمی وزیر بود و ارتباط نزدیکی با وی داشته است. در خصوص مواضع اخیر هاشمی رفسنجانی با وی گفت و گو کردیم و علت تغییر موضع آقای هاشمی را جویا شدیم. وی معتقد است آقای هاشمی خط  خودش را دنبال می کند.

جناب آقای غرضی با توجه به اینکه شما سابقه رفاقت چندین ساله دارید مواضع اخیر آقای هاشمی را چگونه می بینید؟

 من به آقای هاشمی ارادت دارم. با آقای هاشمی در زندان بودم و حتی در دولت ایشان نیز وزیر بودم. این تعریفی که از آقای هاشمی در جامعه می شود که آقای هاشمی مواضعشان تغییر کرده من با این مطلب فاصله دارم. آقای هاشمی برای خود اش شانی قائل است که به آن شان اش هم عمل می کند. من در تعریفی می گویم که آقای هاشمی کشور را برای خودش می داند و به این و آن کاری ندارد.

من با آقای هاشمی با مرحوم آیت الله طلقانی و مهدوی کنی و منتظری و امثال اینها در زندان بودیم و بسیاری دیگر از افراد دیگر نیز حضور داشتند. آقای هاشمی خط خودش را در آن زمان نیز دنبال می کرد و در قبل و بعد از انقلاب حرف خودش را می زد و آقای هاشمی برای خودش آقای هاشمی است و انتظاری که بر او مسائلی را تحمیل کنند از آقای هاشمی بر نمی آید.

آقای هاشمی کارهای مختلفی می کند و پای آن هم می ایستد و حرف اش را هم می زند.

چرا مواضع آقای هاشمی عوض شده است. آقای هاشمی در قبل از انقلاب مواضعی داشتند و امروز به نوع دیگری در مورد وقایع موضع می گیرن؟ مثلا در مورد هلوکاست ایشان در قبل از انقلاب می گویند اینکه می گویند در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی به دست آلمانی ها از بین رفتند درست نیست اما اخیرا در مصاحبه ای اعلام کردند که نفی هلوکاست به نفع اسرائیل تمام شده است. دلیل تغییر مواضع ایشان را شما چه می دانید؟

 شما قدری اگر تجربیاتتان بیشتر شود تا اینکه این حرفها برای شما در مورد اشخاص بتوانید به عمق مطلب بیشتر پی ببرید. در مورد هلوکاست آقای هاشمی مطابق ذهن خودش تعریف می کند و مطالب اش را به گونه ای می گوید که در هر مقطعی استفاده خودش را می برد.از این دوره هایی که آقای هاشمی امام جمعه بود همه چیز را به نرخ خودش تعریف می کند عمل می کند. ما هم دلیل تغییر موضع ایشان را می خواهیم بدانیم. چرایی این موضوع برای عموم جامعه سوال است.

من تعبیر خودم را دارم که نسبت به کسانی که در انقلاب یک روز الله اکبر گفته و کاری کردند علیه کسی حرف نمی زنم زیرا انقلاب عظیمی بوده و آدم هایی بوده و کارهایی کرده اند. شرعا و عرفا برای خودم لازم نمی دانم که علیه اشخاص برای خودم حرف بزنم.

ما هم نمی خواهیم علیه کسی صحبت کنیم اما می خواهیم بدانیم چرا فردی که سابقه حضور در انقلاب را دارد اخیرا مواضعشان تغییر کرده و این را از موضع گیری های خود آقای هاشمی می گوئیم.

هر کسی موضع خودش را دارد و الان هم اشخاص هستند که علیه هم حرف می زنند و در اوضاع سیاسی این مسائل وجود دارد و من جزو آن دسته از افراد نیستم که علیه کسی حرف بزنم. الان گروهها و شخصیت های سیاسی علیه هم حرف می زنند و من شرعا خودم را موظف می دانم که علیه اشخاص حرف نزنم و با این تعابیری که شما دارید خودم را نزدیک نمی دانم.شما حرف خودتان را بزنید اما من نسبت به آقای هاشمی تعابیری که دارند را ندارم.



تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:23 | نویسنده : علی |

امام شما نه امت!

ما با امام شما بیگانه و شما نیز با امام امت بیگانه اید

متن کامل نامه سرگشاده شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان فارس به هاشمی رفسنجانی

  باسمه تعالی

 «این ماییم که باید از خود برای امام هزینه کنیم نه از امام برای خود»

 شهید بهشتی

  جناب حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی

  با سلام وعرض ادب، مدتی است که  برخی فرمایشات حضرتعالی  در این برهه حساس و سرنوشت ساز انقلاب اسلامی  که درگذراندن یک پیچ تاریخی است علی الخصوص در یک دو دهه اخیر واستناد آن فرمایشات در قالب خاطرات و مکاتبات ونسبت دادن آنها به حضرت امام  خمینی(ره) در زمانی که ایشان  در قید حیات بودند وشما متصدی مسئولیت های بودید، جوانان انقلابی و وارثان مکتب بسیج را بر آن داشت تا بار دیگر به دور از هر نوع نگاه سلیقه ای، به کنکاش در اندیشه ناب حضرت امام(ره) که برگرفته از اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) است بپردازند و نکاتی را محضرتان یادآور شوند.

 آقای هاشمی؛

  مدعی سخنانی هستید که خود نیز باورش برایتان سخت است، چرا که نه در قاموس آن امام فقید می گنجد و نه باورش برای این نسل آسان است،

  راهی که شما در معرفی امام و خانواده ایشان در پیش گرفته اید آغاز یک بیراهه است. وقتی کلام دیروز امام راهگشای امروز ماست که فرمودند «اکنون که من حاضرم، بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است پس از من بر حجم آنها افزوده شود، لذاعرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می شود، مورد تصدیق نیست. مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان. یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»

 چگونه انتظار داریید خاطرات باور نکردنی شما را باور کنیم به راستی از بودنتان با کدام امام خاطره می گویید؟

  امامی که امریکا را تروریست بالذاتی می دانست که قلم ها ازنوشتن و زبان ها از گفتن جنایاتش شرم دارند یا امامی که به فرزندان معنوی خود در آینده انقلاب اسلامی وصیت کرده اند. «چه در جنگ وچه در صلح بزرگترین ساده اندیشی آن است که تصور کنید جهان خواران خصوصا امریکا از ما واسلام عزیز ما دست برداشته اند و مبادا از کید آنها غافل شوید.» آن فرزانه ای که می فرمود: «موضع گیری ها باید به گونه ای باشدکه ضمن حفظ اصول اسلام برای همیشه تاریخ حافظ خشم وکینه انقلابی خود ومردم علیه سرمایه داری غرب ودر راس آن امریکای جهان خوار باشیم.»

  آری ما امامی را باور داریم که امریکا را شیطان بزرگ، و آرزویش به صدا در آمدن شعار مرگ بر امریکا نه تنها از کعبه مسلمین، بلکه از ناقوس کلیساهای جهان بود نه موافق با حذف شعار مرگ بر امریکا، از بودنتان با کدامین امام خاطره می گویید؟ ما با امام شما بیگانه و شما نیز با امام امت بیگانه اید!

 آقای هاشمی!

 تاریخ چراغ راه آینده است . مهم آن است که به خود آییم  و ببینیم کجای تاریخ قرار گرفته ایم وقرار است نقش کدامین را در روزگار عصر خویش بازی کنیم آیا مانیز همچون گذشتگان که امروز مورد لعن ما می باشند مورد لعن آیندگان قرار خواهیم گرفت یا همچون آنانی که شما خوب می شناسیدشان آسمانی خواهیم شد

  دوستانتان؛ بهشتی ،مطهری ،رجایی  را می گوییم .مطمنا بیاد دارید شهید بهشتی در کوران هجمه های ناجوانمردانه ای که منافقین  باتشویش اذهان عمومی به وجود مظلومش وارد می کردند حاضر نشد با وساطت دوستان و صحبت امام از حجم فشار ها کم کند وبا کلام نافذ شان بیان داشتند این مایم که باید از خود برای امام هزینه کنیم نه از امام برای خود.

   هنوز صدای شهید مطهری به گوش می رسد :تداوم انقلاب جز ادامه راه در مسیر عدالت خواهی ،احترام به آزادیها واز همه مهم تر حفظ استقلال مکتبی نیست.

 مصداق آن جمله امام که فرمودند: «من وقتی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگیم مثل انها باشد رجایی را می گوییم که دفتر کارش مرمر یا سعدآباد نبود»

 راستی نشان عدالت در انقلاب لایق  نصب برکدام سینه است؟

  چه سخت است حکم تیر را برای عبور از سینه فرزند خطا کار امضا کردن، بدون طراحی هیچ فتنه ای.

به راستی قرار است با کدامین نشان آسمانی شویم؟!

 آقای هاشمی

  شما که همواره در کلام، اذعان داشته اید دوست، همراه و همسنگر دیروز امروز وفردای رهبرید اجازه ندهید به توصیه امام راحل به نقل از خاطرات حضرتعالی که در روزهای آخر عمر به شما کرده اند.خناسان درونی وبیرونی بین شما و مقام ولایت در قالب نامه های بی سلام ودود های قابل مشاهده، جدایی بیافکنند.

 آقای هاشمی

  آری ما جوانان توفیق درک حضرت امام را زمانی  که ایشان در قید حیات بودند  نداشتیم اما این به معنای عدم شناخت ما از اندیشه  والای ان عزیز سفر کرده وبزرگ مرد تاریخ نیست تجربه تلخ تاریخ انقلاب عظیم پیامبر، ما جوانان را برآن داشته تاباشناخت همه جانبه شخصیت حضرت امام(ره) اجازه ندهیم تا هیچ شخص، گروه یا جریانی، انقلاب امام وآرمان های نهفته در آن را مصادره به مطلوب کند. کما اینکه در اولین لحظات پس از رحلت حضرت رسول (ص)با وجود نازنین امیر المومنیین علی(ع) این انحراف تلخ  با ید آنانی  که روزی انقلاب  بر دوش آنان جهانی می شد در دل تاریخ قرار گرفت  وتا به امروز مصائبش بر دنیای اسلام سایه افکنده است.

 آری دیگر اجازه نخواهیم داد تاریخ یک بار دیگر تکرار شود وتحریف ، جای واقعیت را بگیرد. ما نبوده ایم، اما خوب  خوانده ایم، راه  امام بر ما روشن، کلامش بَیّن، و وصیتش گویاست.

 نگذارید بازگشتتان برایمان به آرزویی بزرگ تبدیل شود بیایید تا تجربه تلخ سیف السلام ها وطلحت الخیرها در تاریخ یک انقلاب بزرگ برای یک بار دیگر رقم نخورد. چرا که اگر این چنین نشد باید منتظر کربلا ها بود.

 والسلام

  شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاههای استان فارس



تاريخ : سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 17:57 | نویسنده : علی |

نزده مي رقصند

پذیرش «قطعنامه فصل هفتمی» همه دستاوردهای ۱۱ ساله هسته ای را بر باد می‌دهد

حاج حسین شریعتمداری طی یادداشتی با عنوان «نزده می‌رقصند!» پیامدهای قرار گرفتن پرونده هسته ای ایران ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل را مورد بررسی قرار داد که متن کامل آن در ادامه می‌آید:

آقای دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه کشورمان در مصاحبه با هفته‌نامه «صدا» و در پاسخ به این پرسش که بر فرض رسیدن به توافق با 5+1، چه تضمینی وجود خواهد داشت که طرف مقابل - مخصوصا آمریکا- به تعهدات خود پایبند باشد؟ می‌گوید؛ «بالاخره این توافقی است که در یک قطعنامه فصل هفتمی منشور ملل متحد مورد تائید قرار می‌گیرد و در نتیجه به یک توافق بین‌المللی و الزام‌آور برای همه دولت‌ها تبدیل می‌شود».

طی چند هفته اخیر و مخصوصا بعد از نامه 47 سناتور آمریکایی که در آن اعلام کرده بودند توافق احتمالی با ایران فقط تا پایان دوره ریاست‌جمهوری اوباما اعتبار دارد و رئیس‌جمهور بعدی آمریکا می‌تواند توافق انجام شده را لغو کرده و نادیده بگیرد، مسئله تضمین لازم برای پایبندی طرفین به تعهدات خود در توافق احتمالی به صورت پررنگ‌تر و جدی‌تری در دستور کار مذاکرات قرار گرفت و هر دو سوی مذاکره - ایران و گروه کشورهای 5+1-  به این نتیجه رسیدند که چنانچه ادامه مذاکرات جاری به توافق منجر شود، این توافق در قالب یک «قطعنامه» از سوی شورای امنیت سازمان ملل مورد تائید قرار بگیرد تا انجام تعهدات برای تمامی کشورهای طرف توافق - بلکه همه کشورهای عضو سازمان ملل - الزام‌آور باشد.

تصمیم مورد اشاره تا این نقطه تقریبا - تاکید می‌شود که تقریبا - عادی تلقی می‌شود اما جناب ظریف در مصاحبه خود این قطعنامه را «یک قطعنامه فصل هفتمی منشور ملل متحد» معرفی می‌کند که بدون تردید - و با پوزش از ایشان- اقدامی خسارت‌آفرین و تهدیدی جدی برای امنیت جمهوری اسلامی ایرانی است. توضیح آن که؛

1- عنوان فصل هفتم منشور ملل متحد «اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز»! است که در 13 ماده - از ماده 39 تا 51 - تدوین شده است و موضوع آن، اقدام بین‌المللی علیه کشورهایی است که تهدیدی علیه صلح جهانی - یا منطقه‌ای- تلقی می‌شوند و یا صلح‌ جهانی را نقض کرده‌اند و یا دست به اقدامات تجاوزکارانه زده‌اند. بنابراین پذیرش یک قطعنامه فصل هفتمی به مفهوم آن است که جمهوری اسلامی ایران نیز فعالیت هسته‌ای خود را  تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قابل تعریف می‌داند! یعنی پذیرش ضمنی آن که برنامه هسته‌ای کشورمان تهدیدی علیه صلح، نقض صلح و اقدامی تجاوزکارانه است!

2- ماده 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد درباره کشوری که اقدامات آن صلح جهانی را به خطر انداخته و به توصیه‌های فصل ششم توجه نکرده است، تصریح می‌کند که؛

  «شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی- که متضمن استعمال نیروی مسلح نباشد- لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل اقدامات مبادرت ورزند. این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد.»

تحریم‌های شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با استناد به همین ماده -41- وضع و تصویب شده است و تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا نیز بر همین اساس بوده و ادامه دارد. اما از نگاه جمهوری اسلامی ایران این قطعنامه غیرقانونی است چرا که فعالیت هسته‌ای خود را صلح‌آمیز می‌داند و در بازرسی‌های بیش از 11 ساله اخیر آژانس بین‌المللی  انرژی‌ اتمی نیز کمترین نشانه‌ای از انحراف فعالیت صلح‌آمیز کشورمان به تولید سلاح اتمی و یا حرکت در جهت مقدمات این انحراف -DIVERSION-  دیده نشده است، بنابراین تن دادن به «یک قطعنامه فصل هفتمی» که وزیرمحترم امور خارجه از آن خبر داده‌اند، به مفهوم و معنای آن است که ایران اسلامی نیز غیرصلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود را تائید می‌کند! و از این روی؛ ایراد و اشکالی نمی‌بیند که قطعنامه تضمینی شورای امنیت برای توافق احتمالی، از نوع قطعنامه‌های فصل هفتمی باشد!

3- پذیرش قطعنامه فصل هفتمی با شرحی که گذشت، تمامی مقاومت بیش از 11 ساله ایران در چالش هسته‌ای تحمیلی را بر باد خواهد داد، چرا که اصلی‌ترین موضوع چالش یاد شده، ادعای حریف به غیرصلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان و متهم کردن ایران به تلاش مخفیانه برای تولید سلاح اتمی بوده است! و در مقابل ایران اسلامی با ارائه اسناد فنی و حقوقی و اجازه بازرسی‌های گسترده و در مواردی فراتر از آنچه در پیمان NPT  و پادمان‌های مربوطه آمده است و حتی تن دادن به بازرسی‌های موضوع پروتکل الحاقی- بازرسی از هر مکان و در هر زمان- نشان داده است که فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیزی دارد. حالا تصور کنید که بعد از 11 سال چالش فرصت‌سوز و خسارت‌آفرین و تحمل تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی، به قطعنامه‌ای تن می‌دهیم که در بستر و تحت موضوع فصل هفتم منشور ملل متحد، تصویب خواهد شد! آیا پذیرش این قطعنامه فصل هفتمی می‌تواند غیر از پذیرش اتهامات 11 ساله حریف مبنی بر غیرصلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان، معنا و مفهوم دیگری داشته باشد؟! و آیا  به معنای آن نیست که برنامه هسته‌ای ایران را تهدید علیه صلح‌جهانی - یا منطقه‌ای - و مستوجب برخورد شورای امنیت سازمان ملل می‌دانیم؟! بدیهی است که وزیرمحترم امور خارجه کشورمان چنین دیدگاهی ندارند ولی تدارک حریف حیله‌گر در صورت غفلت می‌تواند پی‌آمد یاد شده را به دنبال داشته باشد. مخصوصا آن که حریف نشان داده است «نزده هم می‌رقصد»! چه رسد به این که ساز فصل هفتمی نیز کوک شود!

4- فقط نیم‌نگاهی به اظهارات و اقدامات باج‌خواهانه و خصمانه حریف به وضوح نشان می‌دهد- و مقامات رسمی آمریکا نیز با صراحت تاکید کرده‌اند - که چالش هسته‌ای فقط بهانه‌ای برای تحریم‌ها و تحریم‌ها حربه‌ای برای مقابله با موجودیت جمهوری اسلامی ایران است و آمریکا و متحدانش در این آوردگاه که فقط تابلوی هسته‌ای دارد، از دست زدن به هیچ جنایتی امتناع نکرده و نخواهند کرد. با این توضیح به ماده 42 از فصل هفتم منشور توجه کنید؛

«در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی شده در ماده 41 کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت ورزد. این اقدام ممکن است مشتمل بر محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.»

حالا باید پرسید مگر نه این که طی چند سال گذشته آمریکا و متحدان اروپایی آن از پذیرش اسناد و اطلاعات برآمده از بازرسی‌ها مبنی بر صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان طفره رفته‌اند تا آنجا که برای خارج کردن چالش از بستر «فنی و حقوقی»، پرونده هسته‌ای کشورمان را برخلاف تصریح بند «C» از ماده 12 اساسنامه آژانس، به شورای امنیت برده‌اند تا بستر قابل تعریف «فنی و حقوقی» را به بستر غیرقابل تعریف «سیاسی» تبدیل کنند و... بنابراین آیا پذیرش قطعنامه فصل هفتمی زمینه عبور حریف از ماده 41 به ماده 42 - با شرحی که گذشت- را فراهم نمی‌آورد؟! می‌پرسید چگونه؟! پاسخ روشن است و البته تأسف‌آور. زیرا با تن دادن به این قطعنامه، پذیرفته‌ایم که فعالیت هسته‌ای کشورمان صلح جهانی- یا منطقه‌ای- را به خطر انداخته و چنانچه تحریم‌ها که موضوع ماده 41 فصل هفتم است ایران را به قبول شرایط تحمیلی حریف وادار نکند، استناد به بند 42 که اقدام نظامی از جمله اهرم‌های آن است، برای شورای امنیت سازمان ملل مجاز خواهد بود! مخصوصا با توجه به این واقعیت که هدف نهایی حریف به تأکید و تصریح مقامات رسمی آمریکا «تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران» است.

5- و بالاخره در حالی که تیم هسته‌ای کشورمان با جدیت و همه توان در مذاکرات لوزان، مقابل حریف ایستاده است، نوشتن این وجیزه را ضروری نمی‌دانستیم اما، از آنجا که وزیر خارجه محترم کشورمان از احتمال پذیرش قطعنامه فصل هفتمی، خبر داده‌اند و این اقدام در صورت انجام، پی‌آمدهای خسارت‌آفرین و جبران‌نا‌پذیری به دنبال دارد چاره‌ای جز هشدار‌ نبود چرا که؛ تیم هسته‌ای کشورمان اگرچه فرزندان انقلاب هستند ولی به قول رهبر معظم انقلاب، آمریکا اهل حیله و خدعه و از پشت خنجر زدن است.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 17:11 | نویسنده : علی |

آيا چراغ سبز آشوبي ديگر؟

در مصاحبه هاشمی رفسنجانی با روزنامه شرق : تا به حال دادگاه دلیلی برای جرم مهدی پیدا نکرده !  در صورت محکومیت پسرم اعتراض می کنم/ بدون هیچ دلیلی علیه مهدی تعداد زیادی اتهام درست کردند!     

اگر جرمی نکرده، این در شأن جمهوری اسلامی نیست که انسانی را که جرم ندارد، به دلیل مسایل سیاسی، متهم یا محکومش کنند.

شما بعد از اين حرف ياد كدام جمله مي افتيد؟:

یاد اين شعار شعله ور كننده فتنه 88 "اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه" !!!

يا

یاد این جمله عفت مرعشی (همسر هاشمی) که در هنگام انتخابات 88 گفته بود" اگر موسوی رای نیاورد بریزید توي خيابان



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 21:58 | نویسنده : علی |

شرط بندي ايتاليايي

شرط‌بندی ایتالیایی در کنار درک نگرانی نتانیاهو

وزیر خارجه ایتالیا گفت من نگرانی نتانیاهو را درک می‌کنم اما حق با اوباماست و می‌توان روی دولت روحانی شرط‌بندی کرد.

پائولو جنتیلونی در مصاحبه با روزنامه لاستمپا با اشاره به نگرانی‌های رژیم صهیونیستی در قبال مذاکرات هسته‌ای غرب و ایران و سخنرانی بنیامین نتانیاهو در کنگره آمریکا گفت: معتقدم حق با باراک اوباما است و باید بر روی دولت حسن روحانی و ادامه مذاکرات هسته‌ای، شرط‌بندی کرد.

جنتیلونی با تاکید بر اینکه ادامه مذاکرات با دولت حسن روحانی و آن بخشی که در ایران در حال کار در خصوص مذاکرات هسته‌ای است، به نفع غرب می‌باشد، افزود: آیا دلمان برای محمود احمدی‌نژاد تنگ شده است. من نگرانی و دلایل نتانیاهو و اسرائیلی‌ها را دقیقا درک می‌کنم، اما عقیده دارم که حق با باراک اوباما است.

وزیر خارجه ایتالیا شنبه و یکشنبه گذشته به تهران سفر کرده بود.

وزیر خارجه ایتالیا در خصوص نقش ایتالیا در مذاکرات هسته‌ای ایران، گفت: ما سعی بر کمک کردن برای تسهیل در مذاکرات داریم، در شرایطی هستیم که می‌توانیم این کار را به خاطر روابط تاریخی با ایران و رابطه تنگاتنگ با آمریکا، انجام دهیم.

 وی افزود: البته متعهد کردن ایران در کنترل برنامه هسته‌ای و تحکیم رفتار معتدل کنونی، فرای مسئله تروریسم و روابط اقتصادی، بسیار مهم است.

(خبر ویژه كيهان)



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 6:52 | نویسنده : علی |

از كجا به كجا

از کجا به کجا؟! (یادداشت كيهان امروز)

 1- «برتولت برشت» نمایشنامه‌نویس و شاعر بلندآوازه آلمانی از قول بازیگر نقش اول یکی از نمایشنامه‌های خود می‌گوید: «شرم‌آور است!... چرا هنوز متوجه نشده‌ای که می‌توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می‌توان برای یک بار به همه دروغ گفت، اما هرگز نمی‌توان برای همیشه به همه دروغ گفت».

در گرماگرم مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ در ژنو و در حالی که نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به منظور خام کردن تیم هسته‌ای کشورمان و آماده‌سازی آنان برای اعطای امتیازات بیشتر، به آمریکا رفته و قرار بود طی سخنانی در کنگره، نقش مخالف توافق پیش‌روی را بازی کند، آقای هاشمی رفسنجانی در اقدامی عجیب که با توجه به هوش سیاسی ایشان دور از انتظار بود، منتقدان داخلی را به باد اتهام گرفت و گفت؛ «در‌مهمترین پروژه دولت که تیم مذاکره‌کننده است و مورد حمایت مقام‌معظم‌رهبری قرار دارد، خودشان هم تکرار می‌کنند که با برنامه رهبری کار را پیش می‌برند اما این دلواپسان چه بر سرشان می‌آورند و با نتانیاهو همنوا شده‌اند. هاشمی رفسنجانی با اشاره به سفر نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا ادامه داد: او آنجا رفته و اوباما را تحریک می‌کند و اینجا هم دلواپسان می‌گویند که ما اسرار را می‌گوییم؛ نمی‌دانیم این چه سری است؛ آنها هم از شیطان هستند و از آن طرف دارند کار می‌کنند اما در حال حاضر نزدیک به نتیجه رسیده‌ایم. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: زمانی که تیم مذاکره‌کننده باز می‌گردد به جای استقبال از آنها دلواپسان چیزهایی می‌گویند که نباید بگویند. وی با اشاره به انتقادات مجلس از تیم مذاکره‌کننده ادامه داد: تریبون مجلس باز است و هر چه می‌خواهند می‌گویند و برخی هم این دروغها را باور می‌کنند و اینها مزاحمت است»!

 2- با عرض پوزش از آقای هاشمی رفسنجانی باید گفت؛ اظهارنظر ایشان درباره موضوع یادشده به اندازه‌ای سخیف است که نمی‌توان باور کرد، این اظهارات بی‌پایه و عوامانه مورد قبول خود ایشان نیز باشد. یعنی آیت‌الله هاشمی با آن سوابق چند ده ساله و حضور در مسئولیت‌های بلندپایه نظام به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا اصرار دارد در توافق پیش‌روی به ایران امتیازات فراوانی بدهد! ولی نتانیاهو از اینکه آمریکا با ایران از در دوستی درآمده و دشمنی‌ها را کنار گذاشته، عصبانی و ناراحت است؟!... به یقین آقای هاشمی رفسنجانی در دورترین افق‌های ذهن خود نیز بر این باور نیست. پس ماجرا چیست؟! بخوانید!

 

3- تأسف‌آور است، ولی قابل انکار نیست که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امروز با رفسنجانی دهه‌های اول انقلاب تفاوت فراوانی دارد. ایشان دیگر به عنوان یکی از استوانه‌های نظام شناخته نمی‌شود، بلکه جایگاه پیشین خود را - به هر علت! - از دست داده است و از سکوی بلند «شخصیت سیاست‌ساز و استوانه نظام» به «عضویت یک گروه سیاسی» تنزل یافته است. این «افول» البته که برای دوستداران انقلاب و نظام تأسف‌آور است و مشاهده ایشان در کنار پادوهای بی‌شخصیت‌ سیاسی که هر روز به رنگی درمی‌آیند و بیشترین دشمنی‌ها را نسبت به وی روا داشته‌اند، سخت و ناگوار است ولی...

اکنون باید توجه داشت که وقتی به اینگونه اظهارات آقای هاشمی از دریچه جایگاه قبلی ایشان نگاه می‌شود، تعجب‌آور به نظر می‌رسد و حال آن که اظهارات مورد اشاره از جایگاه بلند قبلی نیست بلکه - با عرض پوزش- اکنون دیگر اظهارات ایشان به عنوان اظهارنظر یک عضو از اعضای یک حزب سیاسی قابل ارزیابی است.

 

۴- آقای هاشمی‌ رفسنجانی همسو با آقای روحانی، تمامی حیثیت سیاسی خود را به مذاکرات هسته‌ای و نتایج آن گره زده‌اند و حال آن که امروزه اگر از خسارت‌های فراوانی که تحمل کرده‌ایم، امتیازات نقدی که داده‌ایم و تحقیرهایی که تحویل گرفته‌ایم صرفنظر کنیم، تمامی شواهد موجود به وضوح حکایت از آن دارند که تنها دستاورد دور جدید مذاکرات هسته‌ای، اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکا بوده است، یعنی دقیقا آنچه که آقایان در دولت جدید اصرار بر نفی آن داشتند.

اظهارات اخیر جناب هاشمی، تلاش بی‌فایده‌ای برای تغییر صورت مسئله است. ایشان و در موارد بیشتری آقای روحانی، سعی می‌کنند  برای ناکامی خود در مذاکرات و بر زمین‌ ماندن وعده‌هایی که داده بودند، «علت» و «عواملی» بیرون از حوزه مسئولیتی خود بتراشند و در این راه تا آنجا پیش می‌روند که حتی منتقدان خود را با نتانیاهو، همزبان معرفی می‌کنند!

 

۵- آقای هاشمی و دوستانشان در دولت بیشتر از آن که در پی عمل به وعده‌های خود باشند، سخنرانی و مصاحبه و همایش به مردم تحویل داده‌اند و اکنون که یکسال و چند ماه از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، با انبوهی از وعده‌های بر زمین مانده روبرو هستند، و متاسفانه به جای این که از تجربه ناکام گذشته پند بگیرند و مسیر حرکت خود را به سوی منافع ملی و رسیدگی به امور ضروری و حیاتی مردم تغییر دهند، به فرافکنی روی آورده و موانع فرضی می‌تراشند.

۶- و اما تهمت بزرگ همنوایی منتقدان با اسرائیل، اگرچه کودکانه و خنده‌دار است ولی به دلیل سوابق همسو با اقدامات وطن‌فروشانه و خیانت‌آمیز اصحاب و سران فتنه ۸۸ باید آن را در چارچوب «ترفند فرار به جلو» ارزیابی کرد. و شاید کسانی که در فتنه یاد شده، آشکارا از سوی مثلث  آمریکا، اسرائیل و انگلیس به کار گرفته شده بودند، در پی تطهیر! خود برآمده باشند!

آقایان فراموش نکرده‌اند که نتانیاهو با صراحت اعلام کرده بود «اصلاح‌طلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند» - که البته منظورش آن دسته از مدعیان اصلاحات بود که در فتنه حضور داشتند - و شیمون پرز، تاکید کرده بود که «جنبش سبز به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران درگیر است»، به یقین از یاد نبرده‌اند که شعار «نه غزه، نه لبنان» از سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی سر برآورده بود! و به یاد دارند که روز قدس به نفع اسرائیل شعار می‌دادند، روز ۱۳ آبان به حمایت از آمریکا شعار می‌دادند، روز عاشورا به ساحت امام حسین(ع) اهانت کرده بودند و شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» را هم که به خاطر دارند؟ و ...

حالا باید پرسید؛ کدام اقدام اصحاب و سران و همراهان فتنه ۸۸، مستقیما و آشکارا در خدمت به اسرائیل نبوده است؟! و...

 حسین شریعتمداری



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:2 | نویسنده : علی |

كاغذ بادي

افاضات محسن غرویان: مجلس خبرگان باید با دولت و با مجلس و همچنین قوه قضائیه هماهنگ بوده و درکل با مقام معظم رهبری هماهنگ باشند. و هاشمی یکی از بهترین گزینه ها برای ریاست مجلس خبرگان دانست.

يكي از اين آقا سوال كنه يك روز آنجا و يك روز اينجا و از اين بند به اون بند

تو  چي از جايگاه مجلس خبرگان مي فهمي كه اين افاضات را مي كني



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:25 | نویسنده : علی |

دود از كنده بلند شد

بلاخره دودي كه از كنده بلند مي شد، براي بعضي كه نمي ديدن، ديده شد.

ما كه از اول گفتيم دود از كنده است، كو گوش شنوا

بلاخره جنابان تير خلاصي به منتقدان زدند بعد از آنهم وصف اوصاف براي منتقدين

خود جناب اصلي وارد ميدان شد و گفت شما منتقدين نتانيوهيي هستيد يعني اسرائيلي خلاصه دهانتان بوي اسرائيل مي دهد

اصل خبر: روزنامه وطن امروز با اشاره به زیاده‌روی هاشمی در انتساب منتقدان به اسرائیل نوشت:

واقعیت این است، آقای هاشمی تمام حیثیت و آبروی خود را پای مذاکرات هسته‌ای گذاشته است. خوب  یا بد، درست یا غلط، آینده هاشمی و اطرافیانش، وابسته به مذاکرات هسته‌ای است!  آنها با گارد هسته‌ای وارد انتخابات شدند و با وعده لغو تحریم‌ها و بهبود آنی معیشت، اعتمادی موقت و اجاره‌ای از مردم گرفته‌اند! بنابراین خودشان می‌دانند نسبت‌شان بامردم چیست... حال یک سال  و نیم پس از مذاکرات هسته‌ای، آنها آمار مردم را گرفته‌اند! و می‌دانند شیب بازگشت نظر مردم از آنها، ملایم نیست! «لغو تحریم‌ها» به عنوان شاخص میزان موفقیت یا عدم موفقیت،‌ وضعیت مساعدی در مذاکرات ندارد. قرار  نیست تحریم‌ها لغو شود. آنچه آمریکایی‌ها می‌خواهند؛ توقف (در واقع تعطیلی) حداقل ۱۰ ساله برنامه هسته‌ای ایران است. در ازای این اقدام ایران، آنها تنها بخشی از تحریم‌ها را به صورت موقت و تدریجی تعلیق می‌کنند. بنابراین در این وضعیت کلی، عصبانیت آقای هاشمی و بد و بیراه گفتن به عده‌ای منتقد چندان عجیب نیست.

اما به‌رغم این واقعیات، نکاتی درباره اظهارات دیروز آقای هاشمی وجود دارد

از جمله اینکه دستاوردهای هسته‌ای ایران چه کسانی را در دنیا وحشت‌زده کرد؟ صهیونیست‌ها!

کدام رژیم از افزایش ظرفیت غنی سازی ایران نگران شد؟ رژیم صهیونیستی!

کدام مقام سیاسی در دنیا آن نقاشی معروف را درباره افزایش سطح غنی‌سازی ایران از ۵ به ۲۰ درصد کشید؟ نتانیاهو!

واقعیت آن است که رژیم جعلی اسرائیل بیش‌ترین خطر را از ناحیه برنامه هسته‌ای ایران احساس کرده و می‌کند!

نویسنده خاطرنشان می‌کند: باراک اوباما و جان کری بارها و بارها در مجامع جهانی اعلام کرده‌اند توافق ژنو، امنیت اسرائیل را بیشتر کرده است! به معنای دقیق‌تر، آمریکایی‌ها معتقدند آنچه با جریان آقای هاشمی بسته‌اند منجر به افزایش امنیت اسرائيل می‌شود. از سوی دیگر مقامات آمریکایی صراحتا اعلام کرده‌اند جزئیات مذاکرات با طرف ایرانی را در اختیار نتانیاهو قرار می‌دهند.

جان کری هفته گذشته در نشست استماع کمیته روابط خارجی آمریکا صراحتا گفت: نتانیاهو با تمدید توافق ژنو موافق است! وزیر خارجه آمریکا همین هفته نیز در حاشیه اجلاس ژنو گفت: عدم توافق بهتر از توافق است و توافق خوب توافقی است که به سود اسرائیل باشد! البته معنای این حرف جان کری را زمانی می‌توان متوجه شد که به اظهارنظر وزیر امور راهبردی کابینه نتانیاهو توجه شود. «یووال اشتاینیتز»‌ هفته گذشته به اشپیگل گفت:

«ما مخالف توافق هسته‌ای با ایران نیستیم. ما خوشحال می‌شویم در صورتی که بتوانیم با یک توافق با ایران موافقت کنیم.»

اما حرف ما

 هاشمي رفسنجاني منتقدان را به دو چيز متهم كرد يكي همنوايي با اسرائيل دو اينكه اينها نه اهل انقلاب بودند نه جنگ

 من با بقيه منتقدين كاري ندارم كه سابقه مبارزات انقلابي و شكنجه ها و جهادشان در دفاع مقدس و جانبازي آنها مشخص است

 بنده به خاطر توهين ايشان به خودم شكايت دارم كدام مرجع قضايي رسيدگي مي كند؟

 بنده يك منتقد هستم به مذاكرات هسته اي اين دولت

 بنده جانباز هستم و خيلي از جانبازان ديگر همين شكايت را دارند

ايشا گفتند خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند و با انقلاب می‌میرد.

راستي يكي اين حرف را تفسير كند ؟؟؟؟

حتما منظور ايشان مهدي است ديگه !!!!

و يا منظور فائ‍زه است كه تازگي افاضه فرمودند و از فرقه ضاله بهايت تعريف كردند

 همين هاشمي در افاضاتشان كه در سايتشان هست مهمترين پروژه دولت را مذاكرات هسته اي مي دانند

 رهبر عزيز مهمترين پروژه را اقتصاد مقاومتي و اتكا به داخل مي دانند

 بله مشخص است دولتي كه هيچ برنامه مشخص براي رفع مشكلات مردم را ندارد و چشمش به دست بيگانگان است نتيجه اش همين مي شود

 چقدر رهبر عزيز تذكر مي دهد كه اميدي به مذاكرات نداشت باشيد بياييد داخل و به ثروت و نيروي داخل متكي باشيد

 جناب هاشمي فكر كردي مردم نمي فهمند

 البته و صد البته مي داني مردم فهميدن و اعتمادي هم به شماها ندارند و شما هم از همين عصباني هستيد

 عصبانيت شما از ناتوانيتان و عدم اعتماد مردم به شماهاست

 عصباني باشد و........

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 8:49 | نویسنده : علی |

6500 ميليارد اختلاس اصلاحاتي

6500 ميليارد اختلاس اصلاحاتي

رئیس بانک مرکزی تلویحاً فاش کرد پرونده 6500 میلیارد تومانی مربوط به دوره اصلاحات است. ولی‌الله سیف می‌گوید این پرونده مربوط به 10 سال پیش است.

سیف در نشست مدیران عامل و اعضای هیئت‌مدیره بانک‌ها گفته است: در پرونده 6500 میلیارد تومانی نظام بانکی را مقصر جلوه می‌دهند و برخی اخبار به گونه‌ای جهت‌دار منتشر شده که گویی این پرونده جدید و مربوط به زمان حاضر است، درحالی که این پرونده به یک دهه قبل برمی‌گردد و بانک مرکزی نیز قبلاً این پرونده را همراه با سایر موارد (جمعاً 575 مورد) به مقام قضائی جهت‌ پیگیری اعلام نموده بود.

به گزارش خبرگزاری فارس، بخش عمده تسهیلات 6500 میلیارد تومانی آقای «م‌ر» تولید کننده لوله پروفیل و صاحب گروه صنعتی «ص» متعلق به یک بانک خصوصی است که البته گفته می‌شود وی به یک بانک دولتی هم بدهی قابل توجهی دارد. این فرد، 4000 میلیارد تومان به یک بانک خصوصی بدهکار است و البته به دو بانک دولتی هم بدهی کلانی دارد. وی که  تولید کننده لوله پروفیل است، علت شکل‌گیری بخشی از بدهی‌ خود را عدم وصول طلب خود از برخی شرکت‌های پیمانکاری عنوان و اعلام آمادگی می‌کند بابت بدهی‌اش کارخانه‌های او تحویل بانک شود. این درحالی است که این واحدها نیز در گذشته به دلیل مشکلات اقتصادی و مالی دچار بحران و اعتراضات کارگری بوده‌اند.

یک مقام آگاه در پاسخ به این سؤال که چگونه بانک به این فرد 4 هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداخت کرده است، گفت: بخش عمده این تسهیلات، ال‌سی بوده به طوری که فقط در یک مرحله بانک برای او 600 میلیون یورو ال‌سی باز کرده بود. باتوجه به نرخ حدود 4 هزار تومانی یورو در بازار، تنها 2400 میلیارد تومان از آن مختص این یک فقره ال‌سی است. این تسهیلات در حدود سال‌های 80 پرداخت شده است.

طبق گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس از نظام بانکی، این فرد که صاحب یک گروه صنعتی است، به یک بانک دولتی هم بدهی قابل توجهی دارد.



تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 6:43 | نویسنده : علی |

آقا تهراني با شناسنامه

خلاصه گفتگوي خواندني آقاتهرانی در برنامه شناسنامه

آیت‌الله بهجت گفت به مجلس برو و نظرات مقام معظم رهبری را برای آن‌ها تشریح کن.

آقاتهرانی : جلساتی را با استاد علامه آیت‎الله مصباح داشتم و به نتیجه نرسیدم که حتما باید بیایم مجلس . آخر امر به من گفتند خوب است استخاره کنی و من گفتم نیاز به این کار نیست چون احساس می‌کنم هنوز عقلم می‌رسد. یک دفعه گفتند با آیت‌الله بهجت مشورت کن. من گفتم خوب است. به ذهنم آمد که من می‌گویم و ایشان می‌گویند نه و من می‌روم سر کارهایم. در آن زمان یک برنامه تربیت مربی اخلاق راه‌اندازی کرده بودیم و دلم خیلی به آن خوش بود. متنی به ایشان نوشتم و شرایطم را توضیح دادم. ایشان جواب داده بودند که « ورود در مناسب عالیه دانیه متوسطه اگر بدانی به گناه می‌افتی حرام است. اما شما این جایی که می‌گویید محل عناوین ثانویه است و ورود مقام زعیم (ولایت فقیه) را می‌طلبد و امثال شما وظیفه دارید نظرات ایشان را بدانید. او جزافه نمی‌گوید و بر مبنای استدلال و مبانی نظر می‌دهد اما بسیاری نمی‌دانند چرا. این موضوع را برای نمایندگان حل کنید که مستدلا بدانند جهت نظر ایشان به چه دلیل و برهانی است.»

وی گفت: آیت‌الله بهجت موضوع جالبی را مطرح کردند و من اصلا نمی‌دانستم این چنین موضوع هم لازم است. چند مورد دیگر هم در نامه بعد از آن داشتند. این موضوع باعث شد که ورودم وظیفه شد چون من به ایشان ایمان داشتم و هیچ نفسانیتی در وجودشان نبود.

* ماجرای نامه‌نگاری‌های آیت‌الله بهجت و مقام معظم رهبری

آقا تهرانی در مورد نامه‌نگاری‌های آیت‌الله بهجت با مقام معظم رهبری پس از رسیدن ایشان به این مقام گفت: وقتی اعضای مجلس خبرگان ایشان را به رهبری انتخاب کردند، ما به مشهد مشرف شدیم. آقای مصباح هم آمده بود. او می‌گفت آمده بودم تهران تا با مقام معظم رهبری بیعت کنم. من پرسیدم در مورد مقام معظم رهبری چه چیز‌هایی می‌دانید.

وی افزود: گفتند امام خمینی(ره) از اول نسبت به ایشان احساس داشتند و به ایشان فرموده بودند از آقای بهجت استفاده کنید. مراوده ایشان با آیت‌الله بهجت شروع شد. ایشان نامه‌هایی می‌نوشتند و من به دست آیت‌الله بهجت می‌رساندم و ایشان هم جواب می‌داد. آیت‌الله مصباح می‌گفت اولین نامه در زمان ریاست جمهوری به آیت‌الله بهجت نوشته شده بود و ایشان در برگه‌ای کوچک پاسخ داده بودند و گفته بودند این را پاک‌نویس کنید به دستشان برسانید. آیت‌الله مصباح گفتند من از آیت‌الله بهجت پرسیدم که اشکال ندارد من نامه را ببینم و برای خودم یک نسخه داشته باشم که گفته بودند اشکال ندارد و ایشان همه نامه‌ها را دارد.

آقاتهرانی افزود: بعد از پاسخ نامه اول، دومین نامه نوشته می‌شود. مقام معظم رهبری در نامه دوم نوشته بودند که من پاسخی که دادید را می‌دانستم و می‌خواستم قدری مفصل‌تر توضیح دهید. آیت‌الله بهجت هم مفصل‌تر پاسخ می‌دهند و می‌گویند دیگر نامه‌ای ننویسید تا وقتی زمانش فرا رسید من با شما نامه‌نگاری می‌کنم.

امام خمینی(ره) که به رضوان الهی رفتند، ایشان نامه‌ای مفصل برای مقم معظم رهبری نوشت. اول نامه هم خدا را شکر می‌کنند که ایشان به چنین منصبی رسیدند و می‌گویند چیزهایی که می‌خواستید این‌ها هستند. بعدش هم رفت و آمد بین مقام معظم رهبری و آیت‌الله بهجت زیاد شد و آیت‌الله بهجت خیلی علاقه نشان می‌دادند.

وی در مورد این شبهه که آیت‌الله مصباح اعتقاد به رای مردم ندارند و می‌گویند متخصصان امر باید در هر زمینه‌ای رای دهند، گفت: اگر اینگونه است پس چرا خود ایشان رای می‌دهند. وقتی که می‌بینیم که خودشان پای صندوق رای گیری می‌روند پس معلوم می‌شود این موضوع نیست. در بحث نظریه پردازی این قابل بحث است که نظام پارلمانی بهتر است یا نظام‌های دیگر و ... این موضوع را خود مقام معظم رهبری هم مطرح می‌کنند. این در بحث علمی است اما آن چیزی که برای ما حجت است، آنی است که مقام ولایت فقیه زیرش را امضا کرده است. مشروعیت نظام هم به همین موضوع است. ولی این راه بسته نیست که اگر در آینده فکرش را بکنیم دیگر نشود.

جریان خانه نشینی احمدی‌نژاد

وقتي اين جريان پیش آمد من از طرف مجلس، چین بودم. وقتی رسیدم اینجا خانواده‌ام به من گفتند که چه اتفاقی افتاده است. چند روزی بود احمدی‌نژاد سر کار نمی‌رفت. فردایش من رفتم مجلس که آقای حداد گفتند چرا اینجا نشستی؟ مگر نمی‌دانی احمدی‌نژاد چه کار کرده است؟ او هیچکس را راه نمی‌دهد که بدانیم چه شده است. شما برو ببین چه اتفاقی افتاده است. من رفتم ولی چون مجلس از اکثریت می‌افتاد به من اجازه خروج ندادند. خود من هم در پی بهانه‌ای بودم که نروم.

وی افزود: سیاست وادی پیچیده و عجیب و غریبی است و فقط به وظیفه عمل کرد چون حرف و نقل زیاد است. دیدم آقای باهنر آن طرف در است. به او گفتم بیا داخل تا من بروم. من رفتم آنجا ولی گفتند کسی حق ملاقات ندارد. من پرسیدم احمدی‌نژاد کجاست؟ هرکسی پاسخی داد. وی افزود: من آمدم در خانه و به نگهبان گفتم که می‌خواهم او را ببینم. نگهبان گفت ما اجازه نداریم. به او گفتم به احمدی‌نژاد بگو من اینجا هستم شاید اجازه دهد. ظهر بود که به من گفتند خبرتان می‌کنم. عصر بود که به من زنگ زدند بیایید. دکتری هم آنجا بود که به من گفت حال احمدی‌نژاد خوب نیست و زیاد با او بحث نکنید. من بعدا هم این حرف را زدم ولی گفتند من دروغ می‌گویم. او خوابیده بود روی تخت و یک مقدار حرف زد.

* آیت‌الله مظاهری و آیت‌الله مصباح از من خواستند که به احمدی‌نژاد بگویم از خانه نشینی دست بردارد

آقاتهرانی اضافه کرد: مدتی که حرف زد من بلند شدم که بیایم بیرون. به او گفتم برای این اینجا آمده بودم که بگویم از خانه بیرون بیا چون مردم فکر می‌کنند خدایی نکرده تو با آقا مشکلی دارید و این خیلی بد است. من روی این موضع خیلی حساس بودم که ما رفتارمان باید به گونه‌ای باشد که موید مقام معظم رهبری باشد چون او پدر خانه است. من رفتم اصفهان به دیدن آیت‌الله مظاهری چون من خیلی مدیون او هستم.

وی گفت: او حال احمدی‌نژاد را پرسید و من هرچه دیده بودم، بازگو کردم. ایشان به من گفت به دیدن احمدی‌نژاد برو و سلام من را برسان و بگو هر اتفاقی افتاده است برای من مهم نیست، فقط شما به دیدن مقام معظم رهبری برو و دست ایشان را ببوس و بگو من با شما مشکلی ندارم. اگر این کار را انجام دهید من تمام قد پشت شما می‌ایستم.

وی افزود: بعد از آن به قم آمدم و آیت‌الله مصباح با من حرف زد و بعد از شنیدن ماجرای آیت‌الله مظاهری به من گفت عین این حرف را از طرف من هم به احمدی‌نژاد بگو. من دنبال این بودم که این پناه‌ها را برسانم. ما به دیدن او رفتیم. برخی دوستان خیلی تند حرف زدن که چرا اینگونه رفتار می‌کنید. وقتی این حرف‌ها را زدیم، خداحافظی کردیم که برویم که من یادم آمد می‌خواستم این پیام‌ها را برسانم. دوباره رفتم داخل و پیام ها را رساندم و احمدی نژاد گفت در این مورد فکر می کنم. فردای ان روز من رفتم درس اخلاق را گفتم برای دولت.

وی افزود: وقتی بیرون آمدم دیدم که احمدی نژاد دارد برای جلسه دولت می‌آید. بختیاری به من گفت بیا داخل. جلسه دولت شروع شد. وزاری خانم شروع به حرف زدن کردند. آقایان چیزی نمی‌گفتند. من شروع به حرف زدن کردم.

* در جلسه دولت گفتم که رفاقت من با احمدی‌نژاد بر مبنای ولایت‌مداری است

این استاد اخلاق ادامه داد: من گفتم درس اخلاقم را گفتم ولی بجاست که چند کلمه‌ای حرف بزنم. رفاقت من و جناب عالی بر مبنای ولایت مداری و ولایت فقیه است و آن هم به ولایت شخص سید علی خامنه‌ای. اگر روزی شنیدید آقاتهرانی از این اصل عدول کرده است، او را کنار بگذارید. من هم بر این میثاق هستم. البته اینکه می‌گویند این جریان برای مخالفت با آقا است من قبول ندارم. چند دفعه هم گفتم از اینکه مورد تهمت قرار بگیرید بپرهیزید. بعد از این جریان دیگر دلم نیامد که درس اخلاق را ادامه دهم.

حمايت اوليه احمدي نژاد از لاريجاني

وی در پاسخ به این سوال که آیا شما در مجلس هشتم از ریاست لاریجانی بر مجلس حمایت کردید، گفت: من الان یادم نیست. من حداد عادل را اصولگرای خوبی می‌دانم. به نظرم به آقای حداد رای دادم و تعجب هم کردم که چرا احمدی نژاد متمایل به لاریجانی شده است. من هرچند وقت یکبار متنی را می‌نوشتم و حدود 30 نکته از نقاط قوت و نقاط ضعف ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را یادداشت می‌کردم و این نکات را برای او بازگو می‌کردم و جواب هم نمی‌خواستم از او. در این مورد نظر ما یکی نبود.

* اختلافات لاریجانی و احمدی‌نژاد همه را ناراحت کرد

این نماینده مجلس هشتم در پاسخ به این سوال که چرا روابط مجلس و دولت به قدری بد شد که کار به یکشنبه سیاه کشیده شد، گفت: این موضوع را باید از خود احمدی‌نژاد و لاریجانی پرسید. نباید این کار را می‌کردند. همه را ناراحت کردند. خیلی‌ها تلاش می‌کردند که این دو را از این حالت خارج کنند. نمی‌دانم هم چرا آنها اینگونه با هم رفتار کردند. خیلی هم بد بود. غیر از آثار بد این موضوع روی جامعه و آزردگی مقام معظم رهبری از موضوع، من برای سالگرد فوت یحیی‌زاده امام جمعه یزد رفتم، او همه چیز را می‌نوشت و فرد دقیقی بود. وی در دفتر خاطراتش نوشته بود که بعید است من از این ماجرا جان سالم به در ببرم و سکته‌اش هم همان زمان رخ داد.

فتنه 88 و كروبي

آقاتهرانی در پاسخ به این سوال که در سال 88 از کجا بوی فتنه به مشام شما رسید، گفت: دیگر کار از بو گذشته بود. من زمان آقای موسوی می‌فهمیدم که افکار او تحت تاثیر جنبشی‌ها بود و مشکل دارد چون مبانی فکری افراد مهم است. من کروبی را هم برای اولین بار در نیویورک دیدم. او همراهی در آنجا داشت. همراه او بیش از 40 مرتبه به چیز‌هایی که برای من محترم بود توهین کرد و این سوال برای من پیش آمد که کروبی چگونه با این رفقا زنده می‌ماند؟ این افراد گاهی اوقات دوستان خوبی ندارند. اما بعد از انتخابات رفتار موسوی نامناسب بود.

* رفتار احمدی‌نژاد در مناظره‌ها تند بود

وی در در این زمینه که رفتار احمدی‌نژاد را در مناظره‌ها چگونه دیدید؟ گفت: من تابحال قضاوتی در این مورد نکردم. ولی این رفتارشان تند بود و من در این مورد به او تذکر دادم. اینکه او قبول می‌کند یا نه برای من مهم نبود چون این به خود فرد باز می‌گردد. من باید به عنوان وظیفه می‌گفتم.

این استاد اخلاق ادامه داد: خواص نقش زیادی در خراب کردن فضا داشتند. عوام کجا اشتباه کردند. بیچاره مردم، همین که مردم فهمیدن که این حوادث چه مخاطراتی دارد ریختند بیرون.

آقاتهرانی در مورد اینکه چگونه جبهه پایداری را تشکیل دادند، گفت: این موضوع برای مجلس نهم نبود. عمده آن بعد از داستان خانه‌نشینی احمدی‌نژاد بود که ما موضوع پایداری در ولایتمداری را مطرح کردیم.

وی در مورد انتساب جبهه پایداری به آیت‌الله مصباح گفت: ایشان از قبل از انقلاب فعالیت سیاسی داشتند. خیلی از آقایانی را که گرفتند به دلیل ارتباط با مجله‌ای بود که ایشان می‌نوشتند، هرچند ایشان اهل گفتن این مطالب نیست. فعالیت سیاسی داشتن هم بد نیست.

دبیرکل جبهه پایداری انقلاب اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا ورود آیت‌الله مصباح به این مسائل سیاسی خلاف شانشان نیست و گفته می‌شد که اظهارنظرهای ایشان در مورد اصلح بودن لنکرانی و بعد تغییر حرفشان باعث لطمه زدن به وجهه علمایی ایشان شده بود، گفت: اگر در مسائل جزئی ورود کردید همین مسائل پیش می‌آید. اما اگر کلیات را بگویید فرق می‌کند. این واکنش‌ها طبیعی است، مگر اینکه فرد در عرصه نیاید. در مورد حمایت از لنکرانی و جلیلی در انتخابات باید بگویم که اکثریت اعضای جبهه پایداری به انتخاب لنکرانی رسیده بودند. وقتی به استاد گفتم، او گفت این موضوع کافی نیست و باید به اجماع برسید. همه باید بحث کنید و در این مورد فکر کنید.

وی افزود: ما خیلی قبل‌تر از انتخابات تصمیم گرفتیم اسامی افراد مناسب را بنویسیم و حتی سراغ آنها برویم. در مورد لنکرانی هم این کار را نکردیم. ما محضر آیت‌الله خوشوقت رفتیم و گفتیم ما پنج فرد اصلح در لیست داریم که هیچکدام از آنها حاضر نمی شوند که جلو بیایند. ایشان گفت باید بروید دنبال آنها و بیاوریدشان. ما این کار را هم کردیم.

* شورای نگهبان لنکرانی را تایید کرده بود

وی افزود: وقتی به اجماع رسیدیم، موضوع را به استاد گفتیم. گفتند نتیجه را مکتوب کنید. نتیجه اجماع را نوشتیم و امضا کردیم و آیت الله مصباح گفت حالا که جمعی از متخصصان به این نتیجه رسیدید، من آن را اعلام می‌کنم. جالب است ما در مورد او از شورای نگهبان هم نظر گرفته بودیم و گفته بودند لنکرانی مشکلی ندارد ولی یک دفعه گفتند این فرد مشکل دارد. ما خیلی زودتر شروع کرده بودیم ولی به این مشکل برخوردیم.

* جبهه پایداری از احمدی‌نژاد در انتخابات 96 حمایت نمی‌کند، مگر اینکه تغییر جدی‌ کند

آقاتهرانی در پاسخ به این سوال که اگر احمدی‌نژاد در انتخابات 96 شرکت کند، آیا جبهه پایداری از او حمایت می‌کند، گفت: من گفتم که طراز ما مقام معظم رهبری است و هرکس هم که جلو بیاید با یک چشم می‌بینیم.

وی در پاسخ به این سوال که فکر می‌کنید احمدی‌نژاد جلو بیاید گفت: گویا از دهه فجر آغاز به سخنرانی در جاهای مختلف کردند. ما افراد و خودمان را با طراز مقام معظم رهبری می‌سنجیم.

دبیرکل جبهه پایداری انقلاب اسلامی در پاسخ به این جمله رنجبران که «پس احمدی‌نژاد فعلی مورد تایید شما نیست»، گفت: نه نیست، مگر اینکه تغییر جدی در خود ایجاد کند. برخی‌ اشکالات را منتسب به اطرافیان احمدی‌نژاد می‌دانستند ولی من معتقدم ما به اطرافیان او که رای ندادیم ما به احمدی‌نژاد رای دادیم.

* به سید حسن گفتم به‌ جای سکوت باید شعار مرگ بر ضد ولایت‌فقیه را تایید می‌کرد

آقاتهرانی در پاسخ به این سوال که در 14 خرداد 89 شما با نظر خودتان به منزل سید حسن خمینی رفتید یا از شما خواسته بودند این کار را کنید؟ گفت: دو هفته قبل از آن به من خبر دادند که مجلسی با سید حسن خمینی داشته باشید خوب است. قرار گذاشته شد و سید حسن به خانه ما آمدند و یکی دوساعت صحبت کردیم. این ماجرا تمام شد و به سالگرد رحلت امام(ره) رسیدیم. قرار بود یک هفته بعد از آن ما به دیدن سید حسن برویم. داستان حرم امام(ره) پیش آمد و کسانی گفتند شما نروید ولی من گفتم من قرار گذاشتم و باید بروم. من طبق قرار رفتم. جلسه خوبی بود. از من خواستند که محتویات جلسه پخش نشود و من هم قبول کردم. بعد عده‌ای در مورد ان جلسه حرف زدند و من پیغام فرستادم که اگر قرار است گفته شود پس من هم بگویم. ولی دیدم گفتند نه چیزی نیست.

وی افزود: در این جلسه ابتدا در مورد خود او و همان ماجراهای 14 خرداد حرف زدیم. من گفتم نقدی به شما دارم. اگر شما من را به عنوان یک سخنران باتجربه قبول دارید، چرا با سکوت اجازه دادید، افرادی آنجا شعار بدهند و سخنرانی را خراب کنند؟ ایشان این موضوع را نسبت می‌داد به یک نفر که پول داده است و گفته این شعارها را بدهند. من گفتم اولا آن فرد این کار را نمی‌کند و ثانیا مگر چه شعارهایی داده بدند؟ مرگ بر ضد ولایت فقیه چه اشکالی دارد؟ چرا حساسیت نشان دادید؟ شما هم چند تا روی شعارهای آن‌ها شعار می‌دادید تا آنها ضایع شوند. ولایت فقیه را همه باید پاس بداریم.

 



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 21:36 | نویسنده : علی |

گوشتا بيار جلو

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی:

  • اقتصاد کشور از نفتی بودن و دولتی بودن رنج می برد
  • دیکته دشمن را هم بپذیریم تحریم ها لغو نمی شود
  • ملت ایران هم می‌تواند تحریم کند و این کار را خواهد کرد
  • ملت ایران همواره نشان داده است اراده قوی دارد و در موضوع تحریم‌ها هم ملت ایران می‌تواند این توطئه را ناکام بگذارد.
  • اقتصاد مقاومتی که برای کشور، در هر شرایطی اعم از تحریم یا غیرتحریم ضروری است، به معنای آن است که بنیان اقتصادی کشور بگونه ای ساماندهی شود که تکانه های جهانی در آن اثرگذار نباشد.
  • اگر پایه اقتصاد کشور براساس استفاده از ظرفیت های مردمی و تولید داخلی برنامه ریزی و مستحکم شود، دیگر برای تحریم ها و کاهش قیمت نفت عزا نمی گیریم و دچار نگرانی نمی شویم.
  • اگر اقدامات لازم و تلاشهای جدی تر را در عرصه اقتصادی انجام ندهیم، نتیجه همان می شود که اکنون دشمن برای موضوع هسته ای ما شرط و شروط می گذارد و بعد هم می گوید، اگر قبول نکنید، تحریم می کنم!


تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:49 | نویسنده : علی |

ولايت و عزت ايراني

رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی:

  • من با توافقی که بتواند انجام شود موافقم اما با توافق «بد» موافق نیستم.
  • معتقدیم توافق نکردن بهتر از توافقی است که به ضرر منافع ملی و زمینه ساز تحقیر ملت بزرگ ایران شود.
  • نباید در مذاکره، یک طرف با رفتار غیر منطقی تلاش داشته باشد که هر آنچه مورد توقع او است، محقق شود.
  • من با ادامه و پیشرفت مذاکرات و رسیدن به توافق خوب موافقم و قطعاً ملت ایران هم با هر توافقی که در بر دارنده عزت و احترام او باشد، مخالفتی ندارد.
  • باید در مذاکرات، تکریم، حرمت و پیشرفت ملت ایران محفوظ بماند زیرا این ملت عادت به پذیرش زورگوییِ طرف مقابل اعم از امریکا و دیگران، ندارد.
  • رفتار امریکاییها و چند کشور اروپایی دنباله رو آنها، در مذاکرات، غیر منطقی است و با پرتوقعی انتظار دارند همه خواسته های آنها تحقق یابد در حالیکه این، روشِ مذاکره نیست.
  • اگر توافقی انجام شود، باید در یک مرحله و در بردارنده کلیات و جزئیات بوده و مفاد آن نیز باید روشن، واضح و غیرقابل تفسیر و تأویل باشد و به گونه ای نباشد که طرف مقابل بهانه جویی کند.
  • در روز 22 بهمن شما خواهید دید که ملت ایران چه حضوری خواهد داشت و آن موقع معلوم خواهد شد که آیا ملت ایران دست بسته است؟
  • دست ملت و مسئولان ایران هیچگاه بسته نبوده و این موضوع را در عمل نشان داده اند و از این پس نیز با ابتکارات و شجاعت خود، آن را نشان خواهند داد. آن طرفی که فعلاً گیر افتاده و دچار مشکل است، امریکا است و همه واقعیات این منطقه و خارجِ منطقه، اثبات کننده این حقیقت است.
  • به فضل الهی، ملت ایران با حضور مقتدرانه و عزم راسخ خود در 22 بهمن، دشمن را به زانو درخواهد آورد.


تاريخ : یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 16:55 | نویسنده : علی |

التماس مي كنم دوتا سانتريفيو‍‍ژ

دکتر منوچهر محمدی؛ معاون سابق آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه است که دارای دکترای مطالعات بین الملل از دانشگاه کارولینای جنوبی در شهر کلمبیا- آمریکا می باشد.

وی علاوه بر عضویت در هیئت علمی دانشگاه تهران، طی سالهای 64 تا 71 ریاست گروه علوم سیاسی این دانشگاه را نیز بعهده داشته است.

 «در پاریس همین آقای ظریف که فیلم آن چندی پیش از بی بی سی فارسی پخش شد، التماس می کرد که اجازه بدهند که یکی دوتا سانتریفیوژ بچرخد. طرف مقابل در جواب ظریف اعلام داشت که شما حتی لیاقت داشتن چنین فناوری هسته ای را هم ندارید و گفتند که باید شما کلاس‌های فیزیک هسته ای را نیز تعطیل کنید و دستور دادند که کلیه دانشجویان ایرانی را در اروپا و امریکا از کلاس‌های فیزیک هسته ای اخراج کنند؛ در این جا بود که مسئولان نظام  دستور دادند که مجددا لاک و مهر برچیده و کار را شروع شروع شود. که البته در آن زمان پس از این اقدام خاتمی و روحانی به شدت نگران آغاز جنگ بودند.»
 وی در ادامه درباره مذاکره تلفنی روحانی و اوباما نیز اظهار کرد: «آنها آرزو داشتند که دیپلمات درجه پنجم ما با آنها صحبت داشته باشد. چون هم دوران امام و هم این دوره منع شده بودند از این کار. بنابراین آقای روحانی قبل از اینکه به میز مذاکره برسد همین اهرم را هم مصرف کرد.»
 محمدی در باره ژنو نیز گفت: «روحانی به ظریف پیغام داده بود که دست خالی از ژنو نباید برگردید و باید حتما یک دستاوردی قبل از صد روز داشته باشیم. بنابر این دیپلمات ها در شرایط بسیار بدی قرار گرفتند که در عین اینکه دستانشان خالی بود باید یک دستاوردی هم می‌داشتند. در توافقنامه ژنو موضوعاتی که به دست آورده ایم باز هم به نفع غربی هاست. در این توافقنامه ما پذیرفتیم که 20 درصد را متوقف کنیم و تعهد هم دادیم که تا ده سال هم به دنبال 20 درصد نباشیم. درباره پنج درصد هم باید بگویم که فریز کردیم،‌ یعنی سانتریفیوژهایی که داریم بچرخد ولی دیگر حق اضافه کردن نداریم و حق استفاده کردن از این تعداد که آماده تزریق گاز بودند را هم نداریم که حدود ده هزار سانتریفیوژ بود.»


تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 16:57 | نویسنده : علی |

توسعه گراي رفوزه

«رهبری که دست دولت را باز گذاشت، جناح متحد همراهی کرد، صدا و سیما همکاری کرد، پس چه شده؟! تهدیدات که افزایش یافته است، تحریم ها که رفع نشده است، عامل نگرانی غرب هم که اکسید شد و دیدیم که باز غرب بی وفا از آب در آمد و حتی برای منادی سیاست خارجی توسعه گرا و ایده تعامل سازنده.
 در این وضعیت، به جای اعتراف به شکست تفکر سیاست خارجی سیاست توسعه گرا، بحث انحرافی رفراندوم مطرح می شود.  می خواهند روغن ریخته مذاکرات را نذر مردم کنند. نظر سنجی ها می گوید؛ ملت به آمریکا اعتماد ندارد، مردم انرژی هسته ای را حق خود می دانند. مردم گفته اند نباید عقب نشینی کنیم.  72 در صد مردم گفته اند: بهبود وضعیت اقتصاد ربطی به نتایج مذاکرات ندارد.
 به جای آن که بخواهند سقوط آزاد در مذاکرات را به دلیل زیاده خواهی غرب و اشتباه محاسباتی خود را به نام رفراندوم به مردم بفروشند، بهتر است اعتراف کنند سیاست خارجه توسعه گرا  رفوزه شده است. پایه های تحلیلی این سیاست  نسبت به رفتار غرب  در تعاملات بین المللی بر پایه سراب کلمات و تحلیل ها بود، که آن هم فرو ریخت. وقت آن است که بپذیریم بازی برد-برد قافله سالار کاروان، با راهزنان بین المللی تمسخرآمیز است.»
مهندس بهرام بیرانوند جانباز و نماينده مردم بروجرد


تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 16:50 | نویسنده : علی |

نه به خود

نه به خود

اشتباهي نخونيد نخود نخود هر كه خانه خود

نمي دونم شايد همين معنا را بهم بده

حالا بخونيد:

روزنامه شرق نوشت: در حالی که بحث‌ها پیرامون حذف یا اصلاح نحوه پرداخت یارانه‌های نقدی از سوی نمایندگان مجلس ادامه دارد، قائم‌مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر از آغاز حذف یارانه پردرآمدها از مسئولان دولتی می‌دهد. ابوالحسن فیروزآبادی اعلام کرد که طبق برنامه‌ریزی، حذف یارانه‌ها ابتدا از مقامات و مسئولان کشور که حقوق دولتی دریافت می‌کنند، آغاز خواهد شد و یارانه اقشار ثروتمند به تدریج حذف می‌شود. این روزنامه می‌افزاید: این سخنان در حالی مطرح می‌شود که دو سؤال اساسی در اذهان شکل می‌گیرد. آیا مقامات ارشد دولتی یارانه دریافت می‌کردند؟ و اگر چنین است تا به حال نسبت به حذف یارانه‌های نقدی خود اقدام نکرده‌اند؟ بدون در نظر گرفتن این سؤالات، پرسش دیگری نیز مطرح است. اینکه حذف یارانه این قشر تا چه اندازه به اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و در ادامه آن جبران کسری بودجه کمک می‌کند؟ معنای دیگر سخن قائم مقام  وزیر رفاه این است که حتی مقامات دولتی هم به فراخوان فروردین گذشته دولت برای خود انصرافی از یارانه «نه» گفته‌اند.



تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ | 19:48 | نویسنده : علی |

پيام ولي امر مسلمين به جوانان اروپا و آمريكا

نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، ولی امر مسلمین جهان، در پی حوادث اخیر، پیام مهمی به زبان انگلیسی خطاب به جوانان غربی منتشر کردند. متن فارسی پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی بدین شرح است:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

 به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

 حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

 شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

 من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

 

سیّدعلی خامنه‌ای

 1/11/1393

 



تاريخ : جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ | 0:8 | نویسنده : علی |

راز اصرار بر مذاكره

وزیرخارجه اسبق انگلیس گفت: غرب باید به واسطه توافق هسته‌ای با ایران، دولت روحانی را در مقابل سایر نهادها تقویت کند!

در نشست مجلس عوام انگلیس که با حضور «توبیاس الوود» وزیر مشاور دولت انگلیس در امور خاورمیانه برگزار شد، شماری از نمایندگان مجلس عوام دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات خود را مطرح کردند.

جک استراو در این نشست اظهار داشت: ایران با جمعیت 77 میلیون نفری پس از مصر در خاورمیانه بزرگترین کشور است با این تفاوت که این کشور بسیار شکوفاتر از مصر است. این کشور در فهرست تولید ناخالص ملی سازمان ملل در میان کشورهای با درآمد متوسط قرار دارد و از بلغارستان که عضو اتحادیه اروپاست، جلوتر است.

به گزارش بولتن‌نیوز جک استراو افزود: برخلاف روابط پیچیده و دشوار با انگلستان، آمریکا و دولت‌های غربی، نگاه اول ایران جهت ساختن آینده‌ای بهتر همواره به غرب معطوف بوده- و نه شرق یا جنوب. اگرچه افراد بسیاری در نظام ایران هستند که وضع کنونی را ترجیح داده، لکن تعداد بی‌شماری خواهان برقراری روابط عادی با غرب هستند. این نیاز به برقراری رابطه با غرب بود که منجر به پیروزی غیرقابل باور دکتر روحانی در انتخابات سال 1392 شد. همچنین در کابینه کنونی ایران تعداد افرادی که از دانشگاه‌های آمریکایی درجه دکترا دارند، از کابینه آمریکا بیشتر است.

وزیرخارجه اسبق انگلیس می‌افزاید: درباره مذاکرات جاری میان ایران و گروه 5+1 خبر خوب این است که هر دو طرف به هم اعتماد دارند(!) اما این نکته نیز سری نیست که دولت ایران نمی‌تواند توافق کند مگر آنکه آن توافق شامل ادامه غنی‌سازی برای اهداف صلح‌آمیز باشد و ابعاد برنامه به قدری محدود نشود که ایران مجبور به کنار گذاشتن بخش قابل توجه دانشمندان خود باشد.

استراو گفت: هر چقدر بیشتر بتوانیم توافق بکنیم - البته با مفاد قابل پذیرش- دولت ایران قوی‌تر خواهد شد و ما نیز بهتر خواهیم توانست به راه‌حلی برای سایر موارد شامل حقوق‌بشر دست یابیم. عکس این امر نیز صادق است. وی گفت: اگر توافقی منعقد نشده و مذاکرات به دلیل خطوط قرمزی که برخی یا همه ترسیم کرده‌اند به شکست انجامد، با گذر زمان اجماع نیز از بین خواهد رفت. ابتدا چین و سپس روسیه کنار خواهند کشید و بعد از آن احتمالا ارزیابی  مجددی درباره خط‌مشی در اتحادیه اروپا انجام خواهد گرفت که تحریم‌های آمریکا علیه ایران تاثیر بیشتری در خارج از این کشور بر بانک‌ها و نهادهای تجاری اروپا دارد.

استراو آنگاه تأکید می‌کند: یکی از مشکلات غرب در ایران این است که قوه‌قضائیه انتخابی نیست. با انجام توافق هسته‌ای می‌توان دولت را در برابر دیگر نهادها تقویت کرد و سپس به مسئله حقوق‌بشر پرداخت. تنها راه برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران، تقویت نیروهای خیر و تضعیف مخالفان تغییر و حفظ وضع موجود است. با این حال، عدم توافق با ایران عکس این وضعیت را به وجود می‌آورد.

وی می‌گوید: با توجه به حقایق عینی در این منطقه که در حال وقوع هستند نقش ایران در حال گسترش است و این به معنای آن است که باید با ایران کار کرد و نه اینکه در مقابل آن قرار گرفت.

یادآور می‌شود استراو از سال 2002 تا 2006 وزیر خارجه انگلیس بود و در شروع مذاکرات هسته‌ای حضور داشت. وی پس از توافق سعدآباد گفته بود ما میوه جنگ عراق را در مذاکرات سعدآباد چیدیم!

متن به نقل از كيهان امروز

 



تاريخ : جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ | 0:7 | نویسنده : علی |

بي تدبيري و بي غيرتي بعضي اصلاح طلبان

متن امروز كيهان:

روزنامه مردم امروز با سردبیری محمد قوچانی (سردبیر 8-9 نشریه زنجیره‌ای توقیف شده)
اخیراً به خاطر حمایت از نشریه هتاک فرانسوی که به پیامبر اعظم(ص) توهین کرده بود،
توقیف شد.
کامبیز نوروزی در صفحه فیس‌بوک خود در این باره نوشت: توقیف مردم امروز تأسف‌بار است. دوستان از دیرباز از نگاه بنده حقیر نسبت به حقوق و آزادی مطبوعات آگاهی دارند. اما اجازه دهید این نقد جدی صنفی را به دوستان مردم امروز داشته باشم که آنچه تیتر یک و عکس یک روزنامه شد، بی‌اندازه غیر حرفه‌ای و خطا بود و بگذریم که آیا ارزش داشت یا نه. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای قبل از هر چیز باید تاریخ و جغرافیای کلام را بشناسد. به سادگی می‌شد فهمید که درست بعد از شماره‌ای از شارلی ابدو که کاریکاتور پیامبر اسلام را منتشر کرده است، انتشار جمله «من هم شارلی هستم» چقدر مشکل‌ساز است.
وی می‌افزاید: صبح همان روز در جایی که دوستانی دیگری هم بودند با دیدن این صفحه یک، همگی نگران توقیف بودند. این جور بی‌دقتی‌های غیر حرفه‌ای و گاه غیر مسئولانه را نمی‌توان به نقد و نظر نکشید، به این نقدها و بسنده کردن به مرثیه یا حماسه‌سرایی کمکی به توسعه روزنامه‌نگاری کشور نمی‌شود. من هم از نظر حقوقی و هم از نظر روزنامه‌نگاری، این توقیف و هر توقیف دیگری را نمی‌پسندم، اما، در این مورد اخیر، اشتباهی بسیار غیر حرفه‌ای و بی‌توجهی به حساسیت‌هایی که یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باید آنها را حتماً ببیند، نقش بزرگی در این ماجرا داشت. وقتی یک راننده هر چند ماه یکبار تصادف می‌کند، لابد رانندگی را خوب نیاموخته است.
قوچانی پیش از این سردبیر روزنامه آسمان بود و از طریق همین روزنامه اظهارات یک عضو گروهک مرتد جبهه ملی  علیه حکم قرآنی قصاص و غیر انسانی خواندن این حکم الهی را منتشر کرد.
در همین حال جمیله کدیور همسر مهاجرانی در صفحه شخصی خود در یکی از شبکه‌های اجتماعی نوشت: «به عنوان کسی که سالها روزنامه‌نگار بوده، از توقیف مردم امروز، مثل هر روزنامه دیگری بسیار متأسفم. با این حال به نظرم این روزنامه می‌توانست و می‌بایست بیش از این نوزده شماره عمر کند. ولی متأسفانه به دلیل یا دلایلی که بر من روشن نیست، نمی‌دانم چرا دوستان روزنامه‌نگاری که سالها سابقه فعالیت در نشریات مختلف داشتند و بارها مزه تعطیلی را به دلایل واهی چشیده بودند، چطور متوجه حساسیت‌های وضعیت فعلی (اعم از سیاسی و فرهنگی) نبودند و به این راحتی بهانه به دست دادند.»
کدیور ادامه داده است: من نمی‌دانم چنان تیتری برای یک روزنامه سیاسی چه تفسیری در بین همکاران روزنامه‌نگار می‌توانست داشته باشد؟ آیا این به منزله گل به دروازه خودی نبود؟نکته قابل تأمل در نوع موضع‌گیری‌های اخیر مدعیان اصلاح‌طلبی، بی‌تفاوتی و بی‌غیرتی آنها نسبت به اهانت صورت گرفته علیه پیامبر اعظم(ص) است.



تاريخ : سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ | 9:2 | نویسنده : علی |

آيكيوي يك مشت مفتخور

متن نقل از كيهان سه شنبه
پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی می‌گوید مؤثرترین سیاست برای گشایش اقتصاد، سیاست خارجی است.
به گزارش روزنامه تعادل، گزارش جدید پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی خاطرنشان می‌کند: در مجموع اگرچه به نظر می‌رسد پیگیری سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در شرایط تحریم برای جلوگیری از رکود اقتصادی و تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها بسیار مفید است، اما در عین حال برای نیل به رشد بالا و رونق پایدار اقتصادی و ایجاد اشتغال گسترده، کافی نیست. در این راستا مهم‌ترین و مؤثرترین سیاست برای گشایش اقتصادی، اقدامات مؤثر در حوزه خارجی است. پیگیری سیاست خارجی که بتواند در عین حفظ حقوق اساسی کشور در موضوعات مورد مناقشه با غرب، تنش در روابط خارجی را کاهش دهد و فضای بین‌المللی را به سمت کاهش و لغو تحریم‌های اقتصادی پیش ببرد، بستر مناسب برای خروج از محدودیت‌های فعلی اقتصاد را مهیا کرده و با تکمیل این فرآیند با سیاست‌های اقتصادی مناسب امکان بازگشت رونق به اقتصاد کشور را فراهم می‌کند. این پژوهشکده توضیح نداده که در صورت سنجاق کردن همه چیز به سیاست خارجی و مذاکرات، پس مسئولان اقتصادی و بانک مرکزی و از جمله متولیان همین پژوهشکده چه کاره‌اند و اگر کاره‌ای نیستند چرا استعفا نمی‌دهند تا حقوق بیخودی و هنگفت از بیت‌المال نگرفته و امکانات گسترده دولتی را معطل و بلوکه نگذارند. سیاسیون حاکم بر برخی دستگاه‌های دولتی، در هنگام نقد دولت سابق تصریح می‌کردند 90 درصد مشکلات اقتصادی هیچ ربطی به تحریم‌ها ندارد و مربوط به سوء تدبیر مدیریتی و دولتی است.
 


تاريخ : سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ | 8:41 | نویسنده : علی |

قدم رو از پله دوم

آقای هاشمی و بازهم حرکت از پله دوم(خبر ویژه کیهان )

خانواده چند تن از بازداشت شدگان فتنه برای چندمین بار با هاشمی رفسنجانی دیدار کردند.
به گزارش سایت هاشمی، وی در این دیدار اختلافات سلیقه و نظر را براساس روایتی از پیامبر اکرم(ص) «رحمت» خواند و گفت: آنچه که قرآن، مسلمانان و به طور کلی انسان‌ها را از آن نهی کرده، تنازع است که فرد و اجتماع را فشل می‌سازد.
آقای هاشمی توضیح نداد که به قول آقای روحانی، کدام کشور و کدام دولت با آشوبگران و اراذل و اوباش ضد نظام مدارا می‌کند؟!
و این نکته بدیهی را نیز ناگفته رها کرد که چرا ایشان از پله دوم حرکت می‌کند؟ و بدون اشاره به جرایم سنگین فتنه‌گران که وطن‌فروشی، آدم‌کشی، همکاری با بیگانگان، آتش زدن مسجد و... از جمله آنها بوده است، خواستار مدارا با آنان شده‌اند؟! یادآور می‌شود برخی از دست‌اندرکاران فتنه و آشوب 88 هم‌اکنون به عنوان مشاور هاشمی فعالیت می‌کنند. یکی از این افراد عبدالحسین هراتی از عناصر هتاک به حضرت امام و حامی منتظری و نهضت آزادی بود که چندی پیش بازداشت شد.


تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۳ | 8:52 | نویسنده : علی |

90 که آمد صد برفت

چی بگم از کجا بگم بازم که شد بگم بگم

بگذار بگم.

جناب آقای روحانی می فرمایند ۹۰ درصد مردم با مذاکرات هسته ای موافقند.

ایشان خودشان را فردی منطقی با تدبیر و معتدل می دانند.

لطفا سند این حرفشان را بدهند.

لطفا شناسنامه این حرفشان را ارائه کنند.

دلیل انتقاد ما این است که ایشان تمام امکانات کشور را بکار گرفت از صدا و سیما ودیگر رسانه ها حتی کمک و یاری نظرات مراجع بزرگوار که کمتر در این مسائل جزئی دخالت می کنند بری انصراف مردم از یارانه.

 و ۹۰ درصد مردم انصراف ندادند و مخالفت خودشانرا نشان دادند.

 کاری ندارد بیایند آمار رسمی بگیرند یعنی مانند رای گیر یک رای گیری بشود ببینند چند درصد مردم موافق و چند درصد مخالفند.

ایشان به عنوان یک رئیس جمهور باید برای حرفشان استناد علمی و آمار میدانی بدهند.

مانند بنده بی سواد  نیستندکه ممکنه کوچه بازاری حرف بزنم.

ایشان رئیس جمهورند و کلمه به کلمه حرفشان بازتاب داخلی و خارجی دارد.

بنده به عنوان یک شهروند از ایشان استناد علمی و میدانی این ۹۰ درصد را مطالبه می کنیم.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳ | 23:58 | نویسنده : علی |

سوال یک بزدل ترسوی جهنمی

آیا همینطور که مردم باید احترام رئیس جمهور را نگه دارند و به او بی احترامی نکنند؟

آیا یک رئیس جمهور می تواند به مردم توهین کند؟

من از جنس همین مردم هستم .

به ایشان در عملکرد اقتصادیش / مذاکرات هسته ایش / و سیاست خارجیش انتقاد دارم.

آیا ایشان حق دارد اینطور به من توهین کند؟

آیا جایی هست که به خاطر توهین یک رئیس جمهور به آنجا شکایت کرد؟

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳ | 23:17 | نویسنده : علی |

بشناس نشناس

خوب بلاخره به روز شد

این را قبل گفتیم:

شرایط انتقاد تا حالا:  بعدش اگر شرط جدیدی اضافه شد سریعا به اطلاع می رسد:

۱- کم سواد نباشی (یعنی سوادت پر پر باشه)

۲- شناسنامه داشته باشی

۳- از یارانه انصراف داده باشی

۴- دنیا شناس باشی

خوب بلاخره شرایط جدید اعلام شد:

البته در حقیقت منتقدین ایشان این اوصاف را دارند:

۵. بزدل

۶- ترسو

۷- جهنمی

خوب نتیجه تا حالا این شد که هرکس به دولت تدبیر و امید و اعتدال انتقاد کند یک شخص کم سواد / بی شناسنامه / دنیا نشناس / بزدل و ترسوی است که باید بره جهنم

...........

بقیه شرایط متعاقبا اعلام می شود

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳ | 23:10 | نویسنده : علی |

بازم که زد به دیوار

حجت‌الاسلام روحانی رئیس جمهور در همایش سفرا و روسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور:

ایشان با بیان اینکه برخی در داخل می‌گویند چرا به خارجی‌ها نزدیک می‌شوید، تصریح کرد: برخی ترسوها و بزدل‌های سیاسی اعتماد به نفس ندارند و همه را مانند خودشان گمان می‌کنند.

وی ادامه داد: هر وقت مذاکرات شروع می‌شود برخی‌ می‌گویند ما داریم می‌لرزیم، به جهنم ، بروید و جای گرم برای خود پیدا کنید.

ایشان ادامه داد:‌ ما می‌خواهیم با همه دنیا حتی همه کشورهایی که سال‌ها با آنها در تنش بودیم رابطه برقرار کنیم.

رهبر معظم انقلاب در دیدار سفرا و مسئولان دستگاه دیپلماسی تاکید کردند:

ضرورت دیپلماسی فعال و هوشمند در دوران بسیار مهم گذر به نظم جدید جهانی/ تا وقتی دشمنی آمریکایی‌ها با ایران ادامه دارد تعامل هیچ وجهی ندارد/ تعامل با همه دنیا بجز رژیم صهیونیستی و آمریکا

رهبر انقلاب فرمودند: آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم‌ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه تحریم هم فایده‌ای نداشته است.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبونهای عمومی بیان کردند.



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳ | 22:59 | نویسنده : علی |

بلاخره فهمید چه خبره

بعد از چند روز بلاخره روحانی پیروزی بشار اسد در انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه را تبریک گفت

خبرگزاری فارس: روحانی پیروزی بشار اسد در انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه را تبریک گفت

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، متن پیام حسن روحانی به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای بشار الاسد

رئیس جمهور منتخب جمهوری عربی سوریه

السلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

برگزاری موفقیت آمیز انتخابات ریاست جمهوری سوریه حاکی از اراده مردم مقاوم کشورتان برای حضور در صحنه سیاسی و تعیین سرنوشت خود بود. اینجانب ضمن ابراز خرسندی از این رخداد مهم که گامی امید بخش در مسیر مردم سالاری است، پیروزی ملت سوریه و جنابعالی را صمیمانه تبریک می‌گویم.

نتایج این انتخابات نشان دهنده اعتماد مردم سوریه و عزم آنها برای حرکت به سوی ثبات، امنیت و وفاق ملی است. رجاء واثق دارد که با درایت جنابعالی ، سوریه راه خود را در مسیر صلح و آرامش و وحدت ملی طی کرده و از بحرانی که بر او تحمیل شده به سلامت خواهد گذشت وبا مشارکت هرچه بیشتر مردم، مسیر انسجام ملت و سازندگی اقتصاد سوریه با وحدت و قوت پیموده خواهد شد.

سلامتی و موفقیت جنابعالی و امنیت، توسعه و پیشرفت روزافزون دولت و ملت دوست و برادر سوریه را از خداوند متعال مسئلت می نمایم.

حسن روحانی

رییس جمهوری اسلامی ایران

 

 شایان ذکر است، ظهر یکشنبه جهان نیوز نسبت به بی تفاوتی احتمالی رئیس جمهور در تبریک به همتایش پس از گذشت حدود ۷۲ ساعت از اعلام نتایج و بهره برداری ضد انقلاب از آن هشدار داده بود.



تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۳ | 0:7 | نویسنده : علی |

بهش بگید چه خبره

لطفا آقای روحانی را از نتایج انتخابات سوریه مطلع کنید!

بی‌تفاوتی حجت الاسلام حسن روحانی به پیروزی همتای سوری خود همچنان ادامه دارد؛ انگار نه انگار که سوریه از مهمترین و نزدیکترین متحدان جمهوری اسلامی در منطقه و آن هم در خط مقاومت علیه دشمن صهیونیستی است.

به گزارش خاورستان: بعید است که سر رئیس جمهور آنقدر شلوغ باشد که از نتیجه انتخابات استراتژیک سوریه بی خبر مانده باشد. و نیز دور از واقعیت است که تبریک روز ملی اتیوپی و یمن یا پیام تسلیت به رئیس جمهور کرواسی و صربستان مهمتر از تبریک پیروزی بشار اسد در انتخابات فرامنطقه ای سوریه باشد؛ پیروزی که تحولات منطقه‌ای و جهانی را به نحو خیره‌کننده‌ای به سود ایران و حامیان مقاومت تقویت کرد.

اما در عین ناباوری، بی‌تفاوتی حجت الاسلام حسن روحانی به پیروزی همتای سوری خود همچنان ادامه دارد؛ انگار نه انگار که سوریه از مهمترین و نزدیکترین متحدان جمهوری اسلامی در منطقه و آن هم در خط مقاومت علیه دشمن صهیونیستی است.

ایران برای حفظ خط مقاومت، استقلال و آزادی ملت سوریه و ماندن بشار اسد در واقع با آمریکا مچ انداخت و تحولات سوریه به میدان حفظ آبرو برای کاخ سفید تبدیل شد تا جایی که به گفته سوزان رایس به سی ان ان، "امریکا تاکنون بیش از ۱.۷ میلیارد دلار به اپوزوسیون سوریه کمک کرده است!"

یارکشی واشنگتن از دولت‌های اروپایی و استخدام هزاران تروریست و بکارگیری تکفیری‌ها برای کشتار مردم سوریه هم مقابل قدرت و تدبیر ایران از یک سو و روسیه از سوی دیگر، جواب نداد تا اینکه روزنامه نیویورک ‌تایمز بنویسد: "انتخابات سوریه پیروزی ایران و شکست آمریکا بود." و شورای روابط خارجی آمریکا هم در تحلیلی تایید کند: "سیاست‌های ایران در سوریه به ثمر نشست."

بی شک این پیروزی بزرگ که در واقع قدرت نمایی جمهوری اسلامی بود، تقویت مواضع و نفوذ سیاسی و دپیلماتیک کشورمان را هم در پی خواهد داشت که یک برگ برنده و بسیار مهم برای دستگاه دیپلماسی آقای روحانی محسوب می شود؛ اما روشن نیست که علت کم توجهی رئیس جمهور به پپروزی آقای اسد که سهم بزرگی در این فتح تاریخی داشته است، چیست؟

نکته ای این که تعجب را دو چندان می کند، توجه به محبوبیت و کیفیت پیروزی رئیس جمهور سوریه در انتخابات است. بشار اسد در انتخابات اخیر ۸۸٫۷ درصد آرا را کسب کرد، در حالی که ۷۳٫۴ درصد واجدان شرایط در انتخابات شرکت کرده‌اند. این واقعیت نشانگر حمایت کم نظیر ملت سوریه از اسد است.

البته آمریکا و متحدانش به عنوان محور شرارت در منطقه، خلاف آقای روحانی منفعل نبوده و بلافاصله پس از پیروزی بشار اسد، انتخابات سوریه را غیرقانونی خواندند.

  حتی شرط اخلاق هم ایجاب می کند که آقای روحانی تبریک اسد را پاسخ گوید. بشار اسد یک روز پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به وی پیام تبریک داد.

این موضوع در حالی است که بنابر اخبار منتشر شده، معاون وزیر امور خارجه به نمایندگی از ‌آقای روحانی در مراسم تحلیف ژنرال السیسی شرکت کرده است؛ فرمانده سابق ستاد مشترک ارتش مصر که با بگیر و ببند، حکومت نظامی و در یک انتخابات تحت کنترل، خود را پیروز انتخابات مصر نامیده است.

با توجه به این واقعیات ضروری به نظر می رسد که رئیس جمهور محترم در اولین فرصت به همتای سوری خود تبریک بگوید و بی پایه بودن تحلیل های مشکوک ضدانقلاب را روشن کند.

 

 

نیویورک تایمز با اقرار به قدرت و کنترل اسد بر کشور خویش نوشت: ”حتی روبرت اس. فورد، دیپلمات و سفیر منتخب برای سفارت امریکا در سوریه و مجری اصلی سیاست های امریکا در این کشور در گفتگو با تلویزیون پی بی اس نیوزآور اعلام کرد که به زودی مسئولیت خویش را تحویل خواهد داد و دلیل آن نیز شکست سیاست های امریکا در سوریه است!

روبرت فورد که تحت شدیدترین حملات قرار دارد گفت علت این تصمیم این است که وی دیگر نمی تواند بیشتر از این از سیاست شکست خورده ی امریکا دفاع کند!"

این شکست به قدری برای دولت اوباما گران تمام شده است که حتی هیلاری کلینتون در مصاحبه با تلویزیون اسکای نیوز خود را به طور کامل از سیاست های دولت اوباما کنار کشید. انتقاد عمده ی وزیر امور خارجه سابق امریکا از اوباما این بود که ایالات متحده خود را درگیر جنگ مستقیم با دولت اسد نکرد.

 



تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۳ | 23:42 | نویسنده : علی |

میلاد امام حسین

زندگانی امام حسين (ع )

دومين فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحی و ولايت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامی اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه ای سپيد (2) (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحی الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي . و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، برای دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موی سر او (6)فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.

امام حسين (ع ) و پيامبر (ص )

از ولادت حسين بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواری  و مقام شامخ پيشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوی  خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدايی که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد. انس بن مالک روايت مي کند: وقتی از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:

بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (9) حسن و حسين را، (۱۰) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه های  خويش نشانده بود و به سوی ما مي آمد، وقتی به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (۱۱) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است ". عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوی و ملکوتی بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامی  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و من از (۱۲) حسينم ".

امام حسين (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زيست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی  نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند، همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مي کوشيد، و در جنگهای  "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت کرد و (۱۳) داشت . حتی گاهی در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي کرد.

در زمان حکومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن مي گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر (۱۴ پدرم فرود آي ...".

امام حسين (ع ) با برادر

پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبری شيعيان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولايت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهای برادر بود و چون مي دانست که اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاويه بشکند و سزای ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه (15) برآمد، و با بيانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .

امام حسين (ع ) در زمان معاويه

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شيعيان

به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامی  و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج مي برد، ولی نمي توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامی پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعی مشابه او داشت .

امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدی به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت که اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مي شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه ای گرفته نمي شد.

بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهای بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهی محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را به آينده نزديک اميدوار مي ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی  که معاويه از مردم برای ولايت عهدی يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدی او را نپذيرفت و حتی گاهی  (16) سخنانی  تند به معاويه گفت و يا نامه ای کوبنده برای او نوشت . معاويه هم در بيعت گرفتن برای يزيد، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه مرد...



تاريخ : یکشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۳ | 0:15 | نویسنده : علی |

کدام پیامبر؟

سخنان آیت الله جواد آملی در درس تفسیر:

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در باب لزوم تذکر و موعظه به مردم بیان می دارند: در سوره مبارکه فاطر پس از براهین توحید و تذکر اجمالی نسبت به وحی و نبوت و تذکر درباره معاد فرمود، ای انسان وعده الهی حق است و شما با مرگ نمی‌پوسید بلکه از پوست به درمی‌آیید و مهاجر الی الله هستید و هر کس بنا بر رفتار و کردار و اخلاقش پاداش یا کیفر می‌بیند و دنیا متاع فریب است و شیطان هم فریبکار است که شما را مغرور نکند.

ایشان ادامه دادند: در سوره مبارکه بقره هست که کسانی که ربا می‌خورند دیوانه و دیوزده، مخبط و مجنون هستند، ما بسیاری از کارهایمان را یک هوش اقتصادی می‌دانیم، ما بانک ربوی را یک هوش اقتصادی می‌دانیم اما قرآن کریم این مطلب را جنون می‌داند، تشخیص عقل و دیوانگی بسیار سخت است، تشخیص خواب و بیداری بسیار سخت است، این که خواب چیست و بیداری چیست؟ بسیار سخت است.

وی بیان کرد: وجود مبارک حضرت امیر(ع) برخی از مسائل علمی را یک بار یا دو بار می‌فرمودند اما برخی از مسائل عملی را هر شب می‌گفتند، امام علی(ع) هر شب می‌گفتند «تجهزوا رحمکم الله» بارهای خودتان را ببندید، شیطان هر روز و هر شب وسوسه می‌کند، از این رو موعظه باید هر روز و هر شب باشد، در جریان ربا امام علی(ع) تازیانه دستش بود و می‌گفت «الفقه ثم المتجر»، این الفقه قبل از هر کاری همچون سیاست، رأی دادن، نظام‌داری، آمدن به حوزه صدق می‌کند، نمی‌شود گفت که حضرت امیر(ع) تکرار می‌کند، اگر دشمن هفته‌ای یک بار وسوسه می‌کند، آن واعظ هم هفته‌ای یک بار بگوید.



تاريخ : پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۳ | 22:39 | نویسنده : علی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.