X
تبلیغات
عبرت های عاشورا

     عبرت های عاشورا

         عبرت های عاشورا

هدیه دولت تدبیر و امید به مردم،

سبد کالا؟

؟

 

 

 

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 10:32 ] [ علی ]

[ ]

رئیس جمهوربا اشاره به برخی انتقادات از توافق ژنو گفت: چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند اما اساتید دانشگاه های ما خاموش اند و درباره این اتفاق بزرک بین المللی حرف نمی زنند؟؛ چرا با مردم همراه نمی شوید.

روحانی با طرح این سوال که آیا قرار نیست مشکلات قدیمی با دنیا را فراموش کنیم و آشتی کنیم، اظهار داشت: پیامبر (ص) پس از فتح مکه به دشمنانش امان داد و ما نیز باید در عرصه بین المللی تابع ایشان باشیم.

پس در این دولت تدبیر امید اگاه باشید و آزاد باشید اما اگر انتقاد کردید بی سوادید اگر گفتید چرا عزت ما شرف ما علم ما به یغما رفت بی سوادید بی سواد نباید حرف بزند

 در دولت تدبیر امید جایی برای عزت مندان نیست فقط در دولت امید جای سازشکار هاست

اگر تسلیم شدی اگر سازش کردی به هر قمیتی اون موقع سواد دارید

معنای باسواد بودن را هم فهمیدیم: ترس سازش تسلیم

معنای آزادی را هم فهمیدیم: انتقاد یعنی با سوادها حرف بزنند آنانکه حرف از تسلیم و سازش می زنند

و این است تمام تدبیر و امید

چه چیزها که نمی دانیم و باید بفهمیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 10:16 ] [ علی ]

[ ]

مصالحه اتمي؛ ۲۰۰ ميليارد دلار زيان، ۴ ميليارد دلار درآمد قسطي

[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 8:6 ] [ علی ]

[ ]

شطرنج هاشمي در زمين خبرگان!

 سايت نامه‌نيوز در يادداشتي به موضع آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نسبت به انتخابات خبرگان آينده پرداخته است.به گزارش ايسنا متن اين يادداشت به اين شرح است:

«ايران سياستمداران بسياري را به خود ديده است؛ کساني که بعد از يک شکست در انتخابات يا نامهرباني‌هاي سياسي، ترجيح مي‌دهند به کنج عزلت بروند و به دور از سياست زندگي کنند. يا افرادي که بعد از سپري‌شدن چند سال از مسئوليت خود در نهادهاي مختلف، عطاي کار را به لقاي آن مي‌بخشند و راهي دانشگاه و يا حوزه‌هاي علميه مي‌شوند تا خود را يک مرجع تقليد يا دانشمند معرفي کنند تا سياستمدار. برخي ديگر نيز به سوي نهادسازي مي‌روند و موسسه تاسيس مي‌کنند يا فکر ساختن دانشگاه هستند. در کنار تمام اين افراد اما شخصيت سياسي و مذهبي‌اي حضور دارد که متفاوت از همه سياستمدارن عمل مي‌کند، مردي که اين روزها در هشتاد سالگي به دنبال آغازي دوباره براي فعاليت‌هاي خود است.

هاشمي رفسنجاني که آيت‌الله موسوي اردبيلي که در توصيف او مي‌گويد « هيچگاه براي سياست پير نيست» سياستمداري است که مي‌تواند در تمام فصول سياست در ايران نقش بازي کند.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، که از همان روزهاي قبل از انقلاب نقش مديريتي نيروهاي انقلابي را بازي مي‌کرد بعد از پيروزي انقلاب نيز راهي خانه ملت شد و آنجا هم با راي نمايندگان مردم بر صندلي رياست قوه مقننه تکيه زد. هاشمي بعد از تکيه زدن بر صندلي رياست پارلمان، سعي کرد نقش تنظيم‌کننده نهادهاي ايران را بازي کند تا به مرد متفاوت سياست ايران تبديل شود.

هاشمي رفسنجاني که اولين سياستمدار جمهوري اسلامي بود که خاطرات خود را به نگارش درآورد، در اين خاطرات بارها و بارها به نقش خود در حل اختلافات کشور تاکيد کرده است. تلاش براي حل اختلاف‌هاي رئيس‌جمهور و نخست‌وزير، سپاه و ارتش، نمايندگان مجلس و ائمه جمعه و... از نمونه فعاليت‌هاي سياسي هاشمي به روايت خودش در 9 کتاب خاطراتي است که وي از سال 60 تا 69 منتشر شده است.

دهه 70 نيز براي هاشمي سال‌هاي استثنائي بود، او که حال ديگر قباي رئيس‌ جمهوري ايران را به تن کرده بود، در سال‌هاي پس از جنگ به دنبال بازسازي ايران و بهبود چهره کشور در عرصه سياست بين‌الملل بود. آيت‌الله که علاقه ويژه‌اي به اميرکبير صدر اعظم دوران ناصرالدين شاه دارد، سعي کرد در دوران رياست‌جمهوري خود نقش او را در ايران پس از جنگ بازي کند و نام خود را به عنوان سردار سازندگي ايران جاودانه کند.

دهه 80، براي هاشمي دهه‌اي متفاوت براي کهنه سياستمدار ايران بود. هاشمي در دهه 80 فضاي جديدي را تجربه کرد؛ فضاي تخريب، هجمه و تهمت؛ روزي از سوي دوستان جديد اصلاح‌طلبش و روزي از دوستان قديمي‌تر اصولگرايش و دگر روز توسط استاندار سابقش در اردبيل. سال‌هاي رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد براي هاشمي، سخت‌ترين سال‌هاي زندگي او بعد از روزهاي ابتدايي انقلاب و ترور يارانش بود.

 اما آغاز دهه 90 براي هاشمي فضاي ديگري را به وجود آورد و هاشمي بازهم به فضاي سياسي کشور بازگشت. پيروزي حسن روحاني يار ديرين هاشمي چه در دوران مجلس، چه در دوران رياست جمهوري و چه در دوران مجمع تشخيص، در انتخابات رياست جمهوري باعث فعاليت دو چندان هاشمي در عرصه سياسي کشور شد.

آيت‌الله در جريان انتخابات سال 92 نشان که يک شطرنج‌باز ماهر در عرصه سياسي کشور است. حضور هاشمي در انتخابات و رد صلاحيت او فضا را براي يار ديرينه‌اش يعني حسن روحاني باز کرد و مردم طرفدار هاشمي راهي ستادهاي روحاني شد تا « شيخ ديپلمات» با حمايت‌هاي هاشمي و خاتمي راهي پاستور شد تا بعد از هشت سال تلخ، هاشمي بازهم شاهد دولتي باشد که با او و سياست‌هايش همراه است.

دهه چهارم زندگي سياسي آيت‌الله جان تازه‌اي گرفت و هاشمي بيش از هر زمان ديگري طي سال‌هاي گذشته در صحنه سياسي کشور حضور پيدا کرد. هاشمي بعد از مدت‌ها به سفر استاني رفت و با مردم استان کرمانشاه ديدار کرد تا نشاط سياسي وي بيش از بيش براي ديگران نمايان شود. رئيس جمهوري پيشين ايران، که در سال‌هاي رئيس جمهوري احمدي‌نژاد ديدارهاي خارجي خود را تعطيل کرده بود، اين روزها بازهم ميزبان ميهمانان خارجي خود است، تا در کنار فعاليت‌هاي داخلي خود نشان دهد تا در عرصه سياست خارجي نيز فعال است.

اين فعال بودن هاشمي رفسنجاني، باعث شده است تا مخالفين وي به اين نتيجه برسند که آيت‌الله فعاليت‌هاي خود را براي رسيدن به کرسي مجلس دهم و مجلس خبرگان رهبري آغاز کند. چندي پيش عضو جبهه پايداري از ليست 50 نفره هاشمي براي انتخابات مجلس خبرگان رهبري خبر داد. جواد کريمي قدوسي با اشاره به «نفوذ و نقش خانواده آقاي هاشمي در انتصاب افراد» گفت: «جريان هاشمي با همدستي آقاي خاتمي به دنبال فتح مجلس شوراي اسلامي آينده و خبرگان رهبري است و ليست ۵۰ نفره‌اي را براي در اختيار گرفتن خبرگان رهبري تهيه کرده که با دانش و بصيرت مردم و توانايي نظام اين اتفاق نمي‌افتد.»

آيت‌الله جنتي نيز در خطبه‌هاي نمازجمعه تهران با هشدار در مورد برنامه‌ريزي برخي براي رسيدن به مجلس خبرگان گفت:« بعضي‌ها براي مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي دارند طراحي مي‌کنند و نقشه مي‌کشند، بايد مراقب بود که به اهداف شوم خود نرسند.»

اين سخنان نشان مي‌دهد که جريان مخالف هاشمي رفسنجاني از هم اکنون به دنبال ايجاد يک هياهوي رسانه‌اي براي مقابله با آيت‌الله هستند. جريان جبهه پايداري و برخي از اصول‌گرايان با توجه به پشتوانه راي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري به خوبي به نفوذ هاشمي در جامعه پي برده‌اند و با توجه به همين معنا به دنبال ايجاد راهي براي کنار گذاشتن هاشمي هستند.

اين جريان به خوبي مي‌داند که هاشمي به صورت قطعي در انتخابات مجلس خبرگان شرکت خواهد کرد. او در بدترين شرايط سياسي خود يعني بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوري 84 نيز جدايي از مجلس خبرگان رهبري را برنمي‌تابيد و در آن انتخابات حضور پيدا کرد و توانست راي نخست مردم تهران را به خود اختصاص دهد.

هاشمي با سابقه 26 ساله حضور در هيئت رئيسه و سه سال رياست مجلس خبرگان، نشان داده است که به خوبي فضاي اين مجلس و انتخابات آن را مي‌شناسد. جريان مخالف رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، که در انتخابات رياست جمهوري دوره يازدهم نيز با شکست روبرو شده‌اند به خوبي مي‌دانند که آيت‌الله مهدوي کني با توجه به کهولت سن و دلگيري از جريان اصول گرايي، تمايلي به حضور در انتخابات مجلس خبرگان ندارد و ترجيح مي‌دهد همچنان رياست دانشگاه امام صادق را بر عهده داشته باشد تا مجلس خبرگان رهبري را.

اين جريان با توجه به احتمال شرکت نکردن مهدوي کني در انتخابات و فقدان نيروي قدرتمندي که بتواند با هاشمي رقابت کند، به دنبال ايجاد يک فضاي متشنج رسانه‌اي عليه رئيس سابق مجلس خبرگان رهبري است.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني که استاد بازي شطرنج در سپهر سياست ايران است، اما استراتژي ويژه‌اي را براي انتخابات مجلس خبرگان رهبري در نظر دارد. او به دنبال آوردن دو فرد محبوب در جامعه به انتخابات است. هاشمي در اولين گام، به دنبال حضور دوباره حسن روحاني در انتخابات مجلس خبرگان رهبري است تا روحاني بعد حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و هاشمي رفسنجاني سومين رئيس جمهوري باشد، که در انتخابات مجلس خبرگان رهبري شرکت مي‌کند.

حضور روحاني در انتخابات مي‌تواند، اولين برگ برنده هاشمي در انتخابات مجلس خبرگان رهبري باشد. اما پروژه اصلي هاشمي رفسنجاني در کنار حضور حسن روحاني، دعوت از سيدحسن خميني براي حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبري است؛ دعوتي که چندي پيش از سوي برخي اصلاح‌طلبان انجام شد. برخي چهره‌هاي باسابقه اصلاح‌طلب از حاج سيدحسن آقاي خميني که سالياني را در قم به تحصيل علوم حوزوي پرداخته خواسته‌اند خود را براي انتخابات خبرگان رهبري نامزد کند .

يادگار امام تاکنون به اين دعوت واکنشي نشان نداده است. حضور حسن روحاني و سيدحسن خميني در کنار آيت‌الله هاشمي مي‌تواند پيروزي قطعي ليست مشترک اين سه با سرليستي هاشمي در تهران را قطعي کند و در کنار آن جذابيت اين سه ضلع برجسته کشور مي‌تواند ساير استان‌ها را نيز با تهران همراه کند.

رياست دوباره هاشمي رفسنجاني و نايب‌رئيسي حسن خميني مي‌تواند گزينه مطلوب جريان دولت و دوستداران اين جريان باشد. شکست در انتخابات مجلس خبرگان بعد از انتخابات رياست‌جمهوري و شکست احتمالي در دهمين دوره مجلس شوراي مي‌تواند پاياني باشد بر دوران سياسي مخالفان آيت‌الله که سال‌ها سعي کردن او را از صحنه سياسي ايران حذف کنند.

شايد مجلس خبرگان رهبري آخرين زمين بازي هاشمي 80 ساله در فضاي سياسي ايران باشد؛ بازي‌اي که آيت‌الله سعي مي‌کند تمام مخالفين خود را از صحنه سياسي ايران حذف کند.»

[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 8:1 ] [ علی ]

[ ]

چی بگم از این همه تدبیر و امید واواواواوا 

هرچه دندون رو این جگر گذاشتیم نشد که نشد

تعطیلی نیمی از نطنز، 70 درصد فردو و 100 درصد اراک به همراه اکسید نیمی از دخیره

20 درصد در مقابل 6 قسط نیم تا یک میلیارد دلاری!

 

 

[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 19:21 ] [ علی ]

[ ]

کلید باز کننده چیزچیز ها 

با این کلید چه چیز های  که باز نشد:

۱- درب بولدیزر برای کندن بیخ و بن مدیران انقلابی و ارزشی

۲- درب ما نمی توانیم تقصیر دیگران است

۳- درب اهانت به امام و شهدا و ارزش های انقلاب

۴- درب اهانت به مقدسات اسلامی به بهانه آزادی بیان

این کلید چه که نمی کند فقط باید منتظر بود..........

البته با این حسن نیت که صاحب کلید از معجزات کلیدش بی خبر است!!!

[ شنبه یازدهم آبان 1392 ] [ 8:32 ] [ علی ]

[ ]

قرار بود بتوانیم

حدود سه ماه از شروع به کار ریاست محترم جمهوری و نزدیک به 80 روز از شروع به کار هیئت وزیران دولت یازدهم می‌گذرد. در این مدت دولتمردان در مناسبت‌ها و فرصت‌های مختلف سیاست‌ها، برنامه‌ها، دیدگاهها، رویکردها و خط‌مشی‌های خود را بیان کرده‌اند و اقداماتی هم انجام داده‌اند. ولی طی چند هفته گذشته شاهد موضع‌گیری‌های غیرمنتظره‌ای از سوی اعضای هیئت دولت هستیم که اگر زودتر برای آن فکر و چاره‌ای نشود ممکن است در ارزیابی عملکرد دولت تأثیرگذار بوده و تلاش دولت محترم را زیر سؤال ببرد تا آنجا که مردم نه تنها به دولت نمره قبولی ندهند بلکه دولت یازدهم را دولت «ما نمی‌توانیم» نامگذاری کنند. رگه‌های مختلفی از عملکرد و اعلام مواضع دولتمردان محترم به چشم می‌خورد که عمدتاً عبارت «ما نمی‌توانیم» را پررنگ می‌کند. از جمله و به عنوان نمونه آن‌که؛
1- وزیر صنعت و تجارت در برنامه تلویزیونی در مورد افزایش قیمت مرغ و احتمال رسیدن قیمت هر کیلو مرغ به ده هزار تومان، بسیار منفعلانه و خونسرد عکس‌العملی نشان می‌دهد که «ما نمی‌توانیم» قیمت‌ها را پایین بیاوریم و قیمت‌ها حتماً بالا می‌رود.
2- وزیر نفت در مصاحبه تلویزیونی در پاسخ به سؤال خبرنگار مبنی بر اینکه کدامیک از فازهای پارس جنوبی امسال به بهره‌برداری می‌رسد می‌گوید: «ما نمی‌توانیم» هیچکدام از فازها را به پایان برسانیم.
3- وزیر نیرو در رابطه با تأمین آب شرب و مشکلات آن می‌گوید: اگر مردم مصرف خود را 20درصد پایین نیاورند «ما نمی‌توانیم» آب شرب کامل آنها را تأمین کنیم و جیره‌بندی می‌شود.
4- وزیر صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا قیمت خودرو کم می‌شود؟ می‌فرمایند «ما نمی‌توانیم» قیمت خودرو را پایین بیاوریم و قیمت خودرو بالا خواهد رفت.
5- رئیس کل بانک مرکزی در رابطه با نرخ ریالی دلار می‌گوید: «ما نمی‌توانیم» قیمت دلار را به پایین‌تر از سه هزار تومان بیاوریم.
6- وزیر نفت در رابطه با خط لوله گاز به پاکستان و هند می‌فرماید: «ما نمی‌توانیم» گاز به پاکستان بفروشیم.
7- معاون رئیس جمهور پشت تریبون مجلس در رابطه با پیشنهاد اصلاحیه بودجه سال 1392 می‌فرماید: «ما نمی‌توانیم» بیش از پنج هزار میلیارد تومان فروش سهام دولت داشته باشیم.
8- وزیر راه و شهرسازی در مصاحبه تلویزیونی صراحتاً اعلام می‌کند: «ما نمی‌توانیم» مسکن مهر را ادامه دهیم.
9- دولت مصوبه استخدامی «مهرآفرین» دولت دهم را لغو می‌کند و می‌گوید: «ما نمی‌توانیم» این مصوبه را اجرا کنیم.
دکتر محمد سلیمانی نماینده مردم تهران، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی

کیهان امروز

[ شنبه یازدهم آبان 1392 ] [ 8:12 ] [ علی ]

[ ]

مقام معظم رهبری حضرت ایت الله العضمی خامنه ای:

اهانت به مقدسات هر یک از گروه‌های مسلمان یا تکفیرِ یکی از مذاهب

اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام، و حرام شرعی

است.

[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 16:6 ] [ علی ]

[ ]

خوب سالم باشیم تا خوب سیاسی باشیم

به مناسبت این ایام یک مطلب غیر سیاسی

بهترین روز حجامت در سال ۱۳۹۲

اما درباره این که چه روزهایی در ماه حزیران برای حجامت اولویت دارند امام صادق علیه السلام فرمودند: در روز هفتم از ماه حزیران حجامت کن و اگر نتوانستی در روز چهاردهم.

که در سال ۱۳۹۲ مصادف با روزهای پنج شنبه ۳۰ خرداد ماه و پنج شنبه ۶ تیر ماه می باشد

، اما با توجه به اینکه ۳۰ خرداد امسال مصادف با ایام قمر در عقرب می باشد و نیز بر اساس منع روایات از حجامت در ایام قمر در عقرب ؛ از بین دو روزی که در روایت امام صادق علیه السلام از بهترین روزهای حجامت شمرده شده طبق قاعده ی اصولی(الجمع مهما امکن اولی من الطرح) ، اگر روز چهاردهم حزیران(۶ تیر) حجامت کنیم به هر دو سنخ روایات عمل نموده ایم و هیچ منعی هم در بین نیست ضمناً از این باب که در نیمه دوم ماه قمری هم قرار گرفته نیز ششم تیرماه اولی است .

نقل از اینجا

[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ] [ 10:59 ] [ علی ]

[ ]

رهبر انقلاب اسلامی از نامزدها دعوت کردند ضمن ارائه برنامه‌هایشان، چند قول اساسی به مردم بدهند:

قول بدهند با «عقل و درایت» و «پشتکار و ثبات قدم» عمل خواهند کرد.

قول بدهند از همه ظرفیت‌های قانون اساسی برای انجام مسئولیت‌های بزرگ ریاست جمهوری استفاده می‌کنند

قول بدهند ضمن مدیریت اوضاع کشور، به مسئله اقتصاد که به میدان چالش تحمیلی بیگانگان تبدیل شده، توجه کافی خواهند کرد.

ایشان قول نامزدهای انتخاباتی به ملت برای پرهیز از حاشیه‌سازی و حاشیه‌پردازی را ضروری برشمردند و افزودند:

لازم است به ملت قول بدهید که اگر انتخاب شدید، دست اطرافیان و دوستانتان را باز نخواهید کرد.

رهبر انقلاب قول نامزدها به مردم برای توجه کامل و پاسداری از منافع ملت در مقابل بیگانگان را، از دیگر تعهدات ضروری نامزدها خواندند

و افزودند: برخی با تحلیل غلط، می‌گویند برای کاهش عصبانیت دشمن باید به او امتیاز داد اما این کارِ اشتباه، عملاً به معنای ترجیح منافع بیگانگان بر منافع ملت است.

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 19:39 ] [ علی ]

[ ]

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حرم مطهر حضرت امام(ره):

انتخابات مظهر خداباوری است زیرا بر اساس تکلیف باید در سرنوشت کشور شرکت کرد.

انتخابات مظهر مردم‌باوری است زیرا در انتخابات، مردم خودشان مسئولان کشور را انتخاب می‌کنند.

انتخابات مظهر خودباوری نیز می‌باشد زیرا هر رایی که در صندوق انداخته می‌شود، در واقع مشارکت و دخالت در سرنوشت کشور است.

نامزدهای محترم از هر چیزی که می‌خواهند انتقاد کنند، اما متوجه باشند معنای انتقاد بی‌انصافی، منفی‌بافی و سیاه‌نمایی نیست بلکه جوهره انتقاد به معنای عزم و نیت و تلاش برای حل مشکلات و پیمودن راهی پرافتخار است.

به گونه‌ای حرف بزنید که اگر خرداد سال آینده نوار حرف‌های امروز شما را پخش کردند، شرمنده نشوید و با بهانه‌گیری گردن این و آن نیندازید.

 

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 19:35 ] [ علی ]

[ ]

یکی از ابزار های خائنانه برای دفع رقیب در رقابتها تخریب ها با شکلها و رنگهای مختلف

البته بخوانید تقلب

۱- خوب به غلط یا درست از چند ماه پیش با بستر سازی های مختلف تمام مشکلات کنونی اقتصادی را به گردن دولتی انداختند که مقام معظم رهبری فرموند از مشروطه تا حالا دولتی خدمتگذار تر از این دولت نیامده است با این همه خدمات

به هر صورت با سیاه نمایی های زیاد به درست یا غلط در ذهن جامعه این را القاء کردند که همه مشکلات و بدختی ها به خاطر روش این دولت است همان چیزی که تمام رسانه های استکبار یکسال است تمام همتشان را بر آن می گذارند که تحلیل آن نیاز به یک نوشته دیگر دارد

یک عده ای که خود را با فاصله زیاد از رقابت با آقای جلیلی دیدند آمدند عملیات روانی را بر علیه ایشان شروع کردند با سه ترفند

۱- با توجه به مقدمه قبلی اینطور در جامعه القاء می کنند که جلیلی یعنی همان احمدی نژاد

۲- آمار غلط و بازی روانی مبتنی بر اینکه جلیلی در فاصله ی زیاد با رقبای دیگر در عقب است مثلا سه یا چهار

۳- دیگرانی که تا حالا حرف از دین نمی زدند دیند آقای جلیلی با رویکرد دینی از آنها بسیار جلو است لذا آنها نیز حرفهای گذشته خود را که همه اش مبانی لیبرالیسم و تکنوکرات بود بهش رنگ دینی داده و حرف از ثبات دین و مدیریت دینی می زنند که تا امروز اصلا حرفی نزده بودند

آیا این تقلب نیست؟؟؟

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 10:55 ] [ علی ]

[ ]

عوام فریبی یا استفاده نکردن از بیت المال

آیا اگر مولای متقیان علی علیه السلام از بیت المال استفاده نمی کرد این عوام فریبی بود

اگر آقای سعید جلیلی یک ماشین پراید دارد و بر آن سوارمی شود و مثل بعضی ها سوار بر ماشین لوکس بیت المال برای کارهای شخصی نمی شود آیا این عوام فریبیست؟

بله برای کار های اجرایی که دارد به اقتضای شغلش شاید سوار بهترین ماشین با بالاترین امنیت هم بشود اما برای کارهای شخصی مانند تبلیغات انتخاباتی هم آیا اجازه دارد سوار آن ماشین ها بشود

آیا اگر سوار شد خود شما دادت هوا نمی رود که اینها از ماشین های بیت المال برای کارهای شخصی استفاده می کنند؟

شاید بعضی ها که از ماشین های خیلی مدل بالای شهرداری و حتی اتوبوس های خط شهری تهران برای تبلیغات  انتخاباتی که یک کار شخصی است استفاده می کنند شاید شما راضی و خوشحالید

شاید کارآمدی بعضی از مدیران را در همین استفاده های شخصی از بیت المال می دانید خوب این هم یک نظر است

خوب آقای محترم خانم محترم از مال حلال و پاک که مخصوص که برای مردان پاک است یک ماشین خوب و مدل بالاتر بخر و هدیه کن آن هم شاید ایشان پذیرفت نمی دونم شاید هم نپذیرد.

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 10:0 ] [ علی ]

[ ]

جلیلی یعنی مدیریت انقلابی و کارآمد

جلیلی یعنی مدیریت در مدار دین

مدیریت انقلابی و در مدار دین چیست؟

یعنی بنیان و ساختار مدیریت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ساختاریست مبتنی بر دین و ارزش های انقلاب اسلامیست

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 9:22 ] [ علی ]

[ ]

دل نوشت شهید آوینی در مورد مقام معظم رهبری:

عزیز ما، ای وصی امام عشق!

آنان که معنای «ولایت» را نمی دانند،

در کار ما سخت درمانده اند

که سر چشمه این تسلیم و اطاعت و محبت درکجاست.

خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست میداریم

و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم،

سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم.

ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم.

لبخند شما شفقت صبح را داشت؛

و شب انزوای ما را شکست.

سرمان و قدمتان،

که وصی امام عشق هستید و نائب امام زمان

(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 9:14 ] [ علی ]

[ ]

در یکی از روزهای سال 1362، زمانی آیت الله خامنه ای، رییس جمهور وقت، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد.

صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم» . رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد ، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم».

رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست».
 
لحظاتی پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید ، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: « سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت :« سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد. رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»
آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌« افتخار دادی پسرم. صفا آوردی . چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اردبیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: « انگوت کندی آقا جان! » رییس جمهور پرسید: « از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تندی گفت: « بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم» .آقای خامنه ای گفت: « خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»
مرحمت گفت: « آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: « بگو پسرم. چه خواهشی؟»
-آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند!
-چرا پسرم؟
مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایین انداخت و با کلماتی بریده بریده گفت: « آقا جان ! حضرت قاسم(ع) 13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 ساله م است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم . هر چه التماسش میکنم می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم. اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟ » حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید. رییس جمهور دلش لرزید. دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت:« پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و حالا هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.
رییس جمهور مرحمت را جلو کشید و در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش کرد و گفت :« آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ... تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است. هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش. بعد هم یک ترتیبی هم بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید»
آقای خامنه ای خم شد ، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت : « ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...
کمتر از سه روز بعد ، فرمانده سپاه اردبیل ، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند ولی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالازاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.

مرحمت به تاریخ هفدهم خرداد 1349 در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، متولد شد. امام که به ایران برگشت ، مرحمت کلاس دوم دبستان بود. 13 ساله که شد ، دیگر طاقت نیاورد و رفت ثبت نام کرد برای اعزام به جبهه. با هزار اصرار و پادرمیانی کردن این آشنا و آن هم ولایتی ، توانست تا خود اردبیل برود ، اما آن جا فرمانده سپاه جلوی اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود که یک جوری برش گردانید سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت : «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم 13 ساله ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.» مرحمت گفت : «پس دست کی است؟» فرمانده گفت: «اگر از بالا اجازه بدهند من حرفی ندارم» همه این ها ترفندی بود که مرحمت دنبال ماجرا را نگیرد. یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی توانست صحبت کند ، دستش به کجا می رسید؟ مجبور بود بی خیال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشت .
مرحمت بالازاده تنها یک سال بعد ، در عملیات بدر ، به تاریخ 21 اسفند 1363 با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش ، مهدی باکری ، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره ی حضرت قاسم (علیه السلام) گردید.
 
فرازی از وصیت نامه شهید مرحمت بالازاده:

آری ای ملت غیور شهید پرور ایران درود بر شما، درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.

درود برشما ای ملت ایران، ای مشعل داران امام حسین تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 9:1 ] [ علی ]

[ ]

کدام کارآمدی!؟
 
در هفته‌های اخیر که تنور انتخابات ریاست جمهوری یازدهم داغ شده، محور اصلی اظهارنظرهای حامیان محمدباقر قالیباف در رسانه‌های مختلف این بوده است که او یک مدیر باتجربه و کارآمد است که این ویژگی‌ خود را در مدیریت مجموعه‌هایی نظیر نیروی انتظامی و شهرداری تهران نشان داده است؛ رویکردی که تنها ابزار رسانه‌های حامی وی است.
 
جالب است که منظور این افراد از "کارآمدی"، صرفا اقدامات اجرایی و عمرانی در زیرمجموعه‌های مدیریتی قالیباف است. رویکرد تک بعدی و یکجانبه‌گرایانه تکنوکرات‌ها در سراسر جهان به مقوله پیشرفت تنها معطوف به فعالیت‌های عمرانی و اجرایی نظیر ساخت پل و ساختمان و بزرگراه است. این گفتمان فکری در میان تکنوکرات‌های ایرانی هم پیگیری می‌شود و همانطور که اکبر هاشمی رفسنجانی را به دلیل ساخت سدهای متعدد و کارخانه‌های گوناگون، "سردار سازندگی" نامیدند، محمدباقر قالیباف را هم به دلیل ساخت پل و بزرگراه، "سردار کارآمدی" می‌نامند.
 
اما رویکرد انقلابی و اسلامی به مساله کارآمدی چیست؟ اقتصاد تنها یکی از وجوه کارآمدی است و نباید سایه آن آنقدر زیاد شود که فرهنگ، جامعه و حتی سیاست خارجی را بپوشاند. گسترش زیرساخت‌های عمرانی یک شهر تنها یخشی از عملکرد مدیریتی است که می‌تواند منجر به کارآمدی شود؛ نه همه آن. اتفاقا اشتباهات فرهنگی درست برخلاف تمام حوزه‌های دیگر اشتباهاتی نیستند که در کوتاه مدت قابل جبران و بازگشت باشند. «فرهنگ» مسئله‌ایست که روند به ثمر نشستن آن بلندمدت است و بازیابی خرابی‌ها نیز به همین ترتیب بلندمدت. پس از همین امروز باید جلوی خرابی‌ها را گرفت. نگاهی به عملکرد فرهنگی شهرداری تهران در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که کارآمدی آقای قالیباف در این عرصه، به کارآمدی رویکرد فرهنگی دولت کارگزاران و اصلاحات تنه می‌زند.

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 8:48 ] [ علی ]

[ ]

علیرضا نوری زاده" چهره تابلودار اپوزیسیون، و ضد انقلاب معروف در نشریه ضدانقلاب "کیهان لندن:

در صحنه چه می‌گذرد؟ اینکه در پس پرده‌ هاشمی‌رفسنجانی و یا رحیم مشایی با رهبر ساخته‌اند و اینها همه بازی است، بی‌اساس‌ترین خیالی است که متأسفانه بسیاری از ما همچنان گرفتار آن هستیم. اصلاً چنین چیزی نیست...

آن ها که در صحنه قابلیت بازی دارند سه نفرند. شیخ علی اکبر‌ هاشمی‌رفسنجانی، اسفندیار رحیم مشایی و سعید جلیلی...

 مسند نشینی سعید جلیلی فاجعه‌ای است که نه فقط آثارش نصیب ما، که نصیب نسل های آینده خواهد شد... آیا باید دست روی دست گذاشت و نظاره کرد تا سعید خان بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند؟ آیا از دست ما کاری برمی‌آید...؟

 به گمان من، مهم این نیست که چه کسی تدارکاتچی بعدی خواهد بود و سعید جلیلی را شکست خواهد داد، مهم این است که سعید جلیلی انتخاب نشود... چنین است که تک تک ما وظیفه داریم به عنوان "چه باید کرد؟" مانع از فاجعه ای در ابعاد بزرگ شویم.

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 6:17 ] [ علی ]

[ ]

از ۱۸ سال پیش می گفت همه چیز اگر در دائره دین تعریف شود و اجرا شود بهترین عدالت است

اصلا عدالت یعنی اجرای دستورات دین در تمام شئون اقتصادی سیاسی فرهنگی

تا حالا منظورم دکتر سعید جلیلی بود

اما بعضی همه چیز را در دائره تکنیک و فن و تخصص تعریف می کردن و می کنند.

حالا چی شده که این آخر باری حرف از دین می زنند

دیدند مردم متدین ایران دست از دین و ارزش هایشان بر نمی دارند و رقیب با همین روی کرد جلو است ژ گفتند ما هم اینطوری حرف بزنیم شاید به از طرف دین داران به ما هم اقبالی شد.

آیا این تقلب نیست؟

ایا این نفاق نیست؟

[ یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 ] [ 7:46 ] [ علی ]

[ ]

خبرنگار پایگاه 598 برای آشنایی بیشتر مخاطبین با مفهوم تکنوکرات و سابقه این نوع تفکر در مدیریت کشورمان به گفتگو با  استاد حسن عباسی رئیس مرکز تحلیل و بررسی‌های دکترینال امنیت بدون پرداخته است که در ادامه می آید.

جناب آقای عباسی، لطفاً‌ بفرمایید نوع و ماهیت تکنوکرات‌ها در ایران چگونه بوده است؟ و آیا تفکر تکنوکراسی بعد از دوره اصلاحات در بدنه اصولگرایی نيز وجود داشته یا خير؟

بسم الله الرحمن الرحيم. به نظر من تکنوکراسی در بدنه اصولگرایی اتفاق افتاده است. ما بخش اول مدیریت تکنوکرات‌ها را در دولت سازندگی داشتیم و در دولت دوم سازندگی تکنوکراسی به اوج خودش رسید و این وضعیت در سال 76 در دولت دوم خرداد تعمیق پیدا کرد و در دولت اول اصولگراها یک مقدار تعدیل شد. ولی در اواسط همان دولت این مشکلات خودش را نشان داد و در دولت دوم اصولگراها، تکنوکراسی در برخی از موارد به غایت خودش رسید.

به طور مشخص در حوزه طرح تحول اقتصادی افرادی که از نظر مبانی نظری پشت طرح تحول اقتصادی بودند و کسانی که آن را اجرا و پیاده کردند نگاهشان, نگاه تکنوکراتانه است و نگاهشان یک نگاه ارزشی و دینی نیست. می‌توان گفت ضریب نفوذ بانک در دولت دوم اصولگرایان به نسبت 16 ساله اصلاح طلبان چند برابر بوده است، یعنی تکنوکراسی اقتصاد لیبرالی در دولت دوم اصولگراها ضریب نفوذش از 16 ساله فعالیت اقتصادی اصلاح طلبان بیشتر بوده است!  تکنوکراسی بعد از دفاع مقدس به گونه‌ای زیر ساخت‌های اقتصادی کشور را لیبرالی کرد که هر چه دولت‌ها رو به جلو حرکت کردند عمیق‌تر و نهادینه‌تر شد. 

بنابراین تکنوکراسی چیزی نبود که از جامعه ما رخت بسته باشد، بلکه از سال 68 کارش شروع شد و همین‌طور رو به جلو حرکت کرد و تنها دوره‌ای که یک مقدار تعدیل شد، دوره دولت نهم بود.

با توجه به اینکه مقام معظم رهبری فرمودند در دولت نهم و دهم ارزش‌ها پر رنگ‌تر شده، چطور ممکن است که یک دولت هم بتواند ارزش‌ها را پر رنگ و مفاهیم انقلاب را زنده کند و هم در کنار آن‌ها، نگاهش به مسائل مدیریتی یک نگاه تکنوکراتانه باشد؟


حوزه‌هایی که در آن‌ها مباحث انقلابی پر رنگ جلوه کرد؛ سیاست خارجی و دفاع از حقوق مظلومین در سراسر جهان بود. شما می‌دانید که در دوره حاکمیت اصلاح طلبان در سه تا چهار جنگی که صورت گرفت، تقریباً ایران محاصره شد. در جنگ افغانستان و جنگ عراق ما کاملاً منفعل بودیم، اما در دوره حاکمیت اصولگرایان ما در سه جنگ؛ سی و سه روزه لبنان، بیست و دو روزه غزه و جنگ هشت روزه سال گذشته غزه، کار کاملاً برعکس شد.

بنابراین، در حوزه سیاست خارجی، در حوزه پرونده هسته‌ای، در حوزه دفاع از مظلومان در سراسر جهان و در حوزه محرومیت‌زدایی در بخش‌های داخلی به خصوص در حوزه فکر و فرهنگ، کسانی که مدعی اندیشه و تفکر دینی بودند در رأس کارها قرار گرفتند که نگاهشان ذوب در فرهنگ سلطه و استحاله فرهنگی نبود اما در روش‌ها محل اشکال بود. این نکته را حتماً فراموش نکنید، تکنوکراسی مدیریت‌های اصلی را دست نمی‌گیرد، بلکه تکنوکراسی ذیل مدیریت‌های انقلابی و مذهبی و دینی با روش‌های غیردینی و روش‌های سکولار جامعه را مدیریت می‌کند.

به عنوان نمونه، در حوزه مسائل اقتصادی يك مدیر متدین و مذهبی را قرار می‌دهیم، اما در روش‌ها افراد متخصص و تکنوکرات‌هایی که قائل به اندیشه فریدمن و اندیشه نئوکینزی هستند کار را در درست می‌گیرند. در حال حاضر سند رسمی در جمهوری اسلامی (در یکی از مراکز تحت مدیریت مجمع تشخیص مصلحت) منتشر شده که در صفحه 782 آن سند ملی نوشته شده که الگوی توسعه مطلوب برای کشور مکتب "نئوکنزی"‌هاست! شما ممکن است بتوانید مدیر اقتصادی انقلابی را انتخاب کنید، اما آنچه که کشور باید بر اساس آن پیش برود، این است که اقتصاد کشور بر پایه اقتصاد نئوکنزی باشد.

بنابراین در آن مرکز پژوهشي و در آن نهاد مشورتی، در آن وزارتخانه یا در آن مجلس یا در فلان بخش دولت یا جاهای دیگر است که حرف و مدل مکتب "نئوکنزی" پیاده می‌شود. و شما به عنوان یک مدیر متدین و اصولگرا حرف و مدل مکتب نئوکنزی را امضا می‌کنید! لذا در دولت نهم به سوی بازخوانی و احیای ارزش‌های انقلاب پیش رفتند ولی هر چه در دولت دهم جلوتر آمدیم این روند کمرنگ شد.

آیا ارتباطی هم با بحث تحول در علوم انسانی دارد؟

بله. ارتباط خیلی جدی دارد و اساساً یکی از دلایل تعمیق تکنوکراسی از جنس حاکمیت فن سالاران که نگاهشان صرفاً یک نگاه مدرن غیر ارزشی است، ناظر به این است که تکنوکرات‌ها و این متخصصین در علوم انسانی، فنی و پزشکی و حوزه‌های دیگر در دانشگاه‌ تربیت شده‌اند که دانشگاه این متخصصان را این‌گونه بار آورده است و همین افراد وارد فضای مدیریتی می‌شوند و به تعبیری دیگر "از کوزه همان طراود که در اوست" و هر چه که در دانشگاه یاد گرفته‌اند همان را در جامعه پیاده کرده‌اند.

بالاخره یک جریان سیاسی در ایران نگاهش به اقتصاد نگاه فریدمنی است و یک جریان دیگر نگاهش نئوکنزی. شاید برای شما نیز جای تعجب باشد که اصولگراها نگاهشان نگاه فریدمنی است و اصلاح طلبان نئوکنزی!

بنابراین فرقی ندارد که شما از نظر مسائل سیاسی و اعتقادی اصولگرا باشید يا اصلاح طلب. بلکه مهم این است که هر دوی این‌ها اقتصادشان لیبرالی است و پنبه این نوع اقتصاد لیبرالی را مقام معظم رهبری در سال 1390 در دیدار با دانشجویان دانشگاه کرمانشاه زدند. ایشان در آنجا تعبیر به "اقتصاد آدام اسمیتی" کردند.


بنابراین تکنوکراسی، فن سالاری خاصی است که متخصصین فارغ التحصیل از نظام دانشگاهی به صورت تیم‌های مشورتی و کارشناسی و مدیریتی ذیل وزرا مشغول به کار شده و عمل می‌کنند و سازو کار آن‌ها و نظر آن‌ها اندیشه‌های دینی و شرعی را "وتو" می‌کند.

راهكار حل رهایی از اين معضل و این نوع تفكر چيست؟

برای حل این مشکل دو راهکار وجود دارد؛ اول اینکه نظام مقننه و قانون‌گذاری باید دستورات و روش‌های دینی را تبیین کند و به طور حرفه‌ای باید تحول اساسی در حوزه علوم انسانی صورت گیرد تا این اندیشه مدیریتی، مقوم سازو کار در مرحله مدیریت اجرایی کشور باشد. یعنی نه بی‌تفاوت به مسائل شرعی باشد و نه در تعارض با مسائل شرعی.

به عنوان نمونه ما می‌توانیم 25 خرداد 92 را نقطه عطفی در نظر بگیریم که باید یک سوال از مجلس شورای اسلامی پرسید. چون 25 خرداد 91 رئیس محترم مجلس، دیداری با مراجع عظام تقلید در قم داشتند و آن طور که در رسانه‌ها بیان شد، به ایشان فرمودند که 80 درصد اقتصاد کشور ربوی است و مجلس باید یک فکری اساسی برای حل این معضل بکند. حالا از مجلس پیگیری شود كه یک سال گذشته، شما چه کردید؟ حالا اگر شما پیگیری کار را در دست بگیرید، خواهید ديد که دست اندرکاران مجلس همان تفکر تکنوکراسی داخل دانشگاه هستند! یعنی یا از دانشگاه علامه آمدند یا از دانشگاه صنعتی شریف یا از دانشگاه شهید بهشتی. اینها هم عمدتاً نگاهشان به مسائل، ناظر بر نگاه نئوکنزی و يا فریدمنی است و تلقی‌شان کلاسیک یا نئوکلاسیکی است.

خب چطور مي‌شود با این اندیشه‌های تکنوکراتیک، "ربا" را از اقتصاد کشور زدود. چون اصلاً تفکر اقتصاد لیبرالی بقائش به رباست. حالا شما یک مدیر متدین را در مجلس یا دولت یا هر جایی دیگر قرار می‌دهید که خود این افراد، شعارها را در حد شعار خوب بلد هستند و مطرح می‌کنند، ولی اراده و تلاشی برای تحول در علوم انسانی صورت نمی‌گیرد.

از این دانشگاهی که علمش سکولار است و روش‌ها و مدل‌های سکولارشان در آن طرف دنیا جواب نداده و اقتصاد اروپا و آمریکا دچار مشکلات و اعوجاج و رکود شده است، اين مدل‌ها را وقتی در جامعه اسلامی و دینی پیاده می‌کنیم، می‌شود مدیریت استراتژیک و دیگر مدیریت دینی و مذهبی نیست.

چه ايرادي در نوع مديريت استراتژيك وجود دارد؟

مدیریت استراتژیک اداره جامعه را مبتنی بر دانش استراتژیک رقم می‌زند و در مقابل مدیریت تاکتیکی قرار دارد. ولي مدیریت فقهی همان قواعد حکومت‌داری را بر پایه انگاره‌های وحیانی و عقل و اجماع و سنت انجام می‌دهد و لذا وقتی که ساز و کارهای شما سکولار و غیر وحیانی و غیر شرعی بود، قطع به یقین مدیریت تکنوکراتیک تحت عنوان مدیریت استراتژیک قدرت خودش را اعمال مي‌كند و آرام آرام فضا را برای مدیریت فقهی تنگ خواهد کرد و نتيجه اين‌كه در جمهوری اسلامی شما به یک استحاله جوهری خواهید رسید و آن این است که یا در نظام ولایی و شرعی باید شرع و ساختارهای فقهی مبنای تصمیم در حوزه‌های خاصی مثل فرهنگ و اقتصاد و ... باشد یا اینکه استانداردهای دانش حکومت‌داری غربی یعنی علوم استراتژیک.

خب ما در قواعد فقهی قاعده "نفی سبیل" داریم و همچنین قاعده‌ای که به تبع آن باید از مظلومین دفاع کنیم. اگر همین را با مفهوم منافع ملی که اساساً یک مفهوم اقتصاد پایه است در سیاست خارجی و مسائل کلان امنیت ملی مقایسه کنیم، تعارض‌ها خودشان را نشان خواهند داد. جوابی که تکنوکرات می‌دهند این است که منافع ملی را دنبال می‌کنیم و بقیه موارد را رها می‌کنیم و هیچ نگاه ارزشی به مناسبات در سیاست بین الملل نداریم. اما قاعده نفی سبیل در اینجا تکلیفش چیست؟ مدیریت استراتژیک به شما می‌گوید صرفاً منافع ملی! ولی مدیریت فقهی می‌تواند بالاتر از مدیریت استراتژیک حتی منافع ملی ما را تأمین کند که آن سعادت ملی است.

شما ببینید در قرآن، ما یک نفع و ضرر داریم و یک مقدار بالاتر از آن خسارت و فلاح. یعنی بالاتر از منفعت، فلاح وجود دارد و بالاتر از ضرر، خسارت. منفعت و ضرر در قرآن با عدد محاسبه می‌شود اما محاسبه فلاح و خسارت احصا می‌شود. یعنی به قدری ارزشش بالاست که با حساب‌های مادی نمی‌توان ارزش گذاری کرد. همان طور که می‌دانید "خسارت" در قرآن دنیوی و اخروی است ولی "ضرر" عمدتاً دنیوی، "منفعت" هم دنیوی است ولی "فلاح" دنیوی و اخروی.

حالا اگر آمدید یک سطح بالاتر از منافع ملی، فلاح ملی را دیدید و در مقابل ضرر ملی، خسران و خسارت را مشاهده کردید، اگر خواستید امنیت ملی و سیاست خارجی را ناظر بر منفعت و ضرر نبینید بلکه ناظر به فلاح و خسارت ببینید، قاعده "نفی سبیل" را مبنا قرار داده‌اید.

خب، وقتی تکنوکرات‌ها می‌آیند و علوم شناخته شده در سیاست خارجی، در روابط بین الملل، در علوم اقتصادی، در علوم استراتژیک و در علوم سیاسی که صرفاً ناظر به منفعت ملی است را بكار مي‌گيرند، همین علومي كه در دانشگاه‌ها تدریس شده و همین‌ها مبنای عمل در سیاست خارجی در مجلس و دولت قرار گرفته، شما عملاً بحث‌های تکنوکراسی را پیاده کرده‌اید و بنابر این فرقی ندارد که مدیر شما متدین باشد یا نباشد.

پس منشأ اختلافی که در مدیریت کشور بین اصولگراها و اصلاح طلبان وجود دارد چیست؟ با توجه به اینکه بحث فقه مدیریتی هنوز هم مورد دغدغه رهبری است، آیا جنگ زرگری بین آن‌ها وجود دارد یا نه؟

اول اين‌که جنگ زرگری نیست و دوم این‌که نکته‌ای در اینجا وجود دارد. شما ببینید، اصلاح طلبان خیلی معتقد نیستند که مدیریت فقهی باید جاری بشود و مبنا فقه باشد. ولی بالاخره اصولگراها در افواه یعنی در دهان این ادعا را دارند، اما تلاش مضاعفی نمی‌کنند تا این خلاء را پر کنند. یکی اینکه حوزه علوم انسانی را تقویت کنند و دوم بپذیرند که اگر غفلت کنند استحاله جوهری جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.

نمی‌گویم مدیریت علمی بلکه می‌گویم مدیریت استراتژیک، چون جامعه یا با روش‌ها و دانش استراتژیک اداره می‌شود یا با فقه. از این دو حالت هم خارج نیست؛ یا ولایت، ولایت استراتژیست‌هاست یا ولایت فقها.

البته عمده مدیریت الآن در جهان در دست استراتژیست‌هاست. یعنی هر رئیس جمهوری، هر شاهی، هر نخست وزیری و هر وزیری در جهان بالاخره یک سری از استراتژیست‌ها برایش استراتژی برای حکومت‌داری تهیه می‌کنند. استراتژی، قواعد اداره جامعه مبتنی بر عرف و خرد بشری است. ولی وقتی شما یک ظرفیت عظیم‌تر از عرف و خرد بشری یعنی وحی را هم داخل کنید راحت‌تر می‌توان جامعه را اداره کرد و بهتر می‌توان از موانع عبور کرد و مشکلات را پاسخ داد.

غرب خودش را در حوزه دانش استراتژیک از چنین منبعی ـ وحی ـ محروم کرده است. وقتی شما ما به ازای استراتژی از ظرفیت دانش فقهی نیز استفاده کنید ـ البته ظرفیت فقهی به معنای فقه حکومتی که مد نظر مقام معظم رهبری است ـ بهتر می‌توانید پاسخگوی مسائل باشید.
یکی از مشکلات این است که این ظرفیت هنوز برای خیلی‌ها شناخته شده نیست و بعضی‌ها فکر می‌کنند که یک مدیر اگر متدین بود کفایت می‌کند. همین مدیر متدین به دانشگاه علامه و صنعتی شریف و شهید بهشتی و تهران و ... سر می‌زند، چهار تا استاد اقتصاد فریدمنی يا نئوکنزی می‌آورد که با دیدگاه آنها کشور را اداره کند. این می‌شود تعارضی که در جریان اصولگرا وجود دارد.

چون جریان اصلاح طلب، مدیریتش با همان اندیشه‌های سکولار در دانشگاه انطباق دارد و اساساً مدیرش هم سکولار است. اما شخصیت اصولگرا خودش قائل به این است که سکولار نیست، اما برای روش‌هایی که می‌خواهد در جامعه یا در حوزه وزارت خانه‌اش یا هر جاي ديگر پیاده کند، به سراغ اندیشه‌های سکولار در دانشگاه می‌رود و اسمش را هم گذاره‌های علمی یا مشاوران علمی می‌گذارد، غافل از اینکه این اندیشه یک اندیشه سکولار است که در آن طرف دنیا شکست خورده.

من شما را ارجاع می‌دهم به کتاب دو سال پیش آقای ژوزف استگلیتس، برنده جایزه نوبل اقتصادی با عنوان "سقوط آزاد". او در این کتاب بیان می‌کند که آن چیزی که سقوط کرده اقتصاد اروپا و آمریکا نیست، بلکه "علم اقتصاد" است که سقوط کرده. یعنی علم اقتصاد ناکار آمدیش مشخص شده و قادر نیست که مشکلات اقتصادی را حل کند. آقای ژوزف استیگلیتس برنده جایزه نوبل اقتصاد آدم کوچکی نیست. حالا اندیشه‌های آن‌ها که سال‌ها پیش رد شده است، بعضی همین اندیشه‌ها را در دانشگاه‌های ما تدریس می‌کنند. و مدیر متدین و اصولگرای ما هم همین اندیشه‌ی ترجمه‌ای شکست خورده و امتحان پس داده را در جامعه پیاده می‌کند.

بنابر این باز هم شما به تکنوکرات بازگشتید، اما تحت عنوان اصولگرایی. شما اگر به طرح تحول اقتصادی و افرادی که مجریان و عوامل و دست اندرکاران این طرح بودند نگاهی بیندازید، مي‌ببینید که قرابتشان با اندیشه اقتصاد دینی چه مقدار است! همین نکته‌ای که اشاره کردم، وقتی بزرگان در حوزه علمیه به رئیس مجلس تأکید دارند كه 80 درصد اقتصاد کشور ربوی است، دلیلش این است که اقتصاد در دست تکنوکرات‌های اقتصادی است و آن‌ها چیزی غیر از اقتصاد ربوی را نمی‌توانند در جامعه پیاده کنند.

بنابراین تکنوکراسی خودش را به شکل‌های مختلف بروز می‌کند. حضورش را ضروری جلوه می‌کند و یک برچسب علمی بودن بر روی حرف‌های خودش می‌زند. یک بار یک جایی من انتقاد کردم که مدل اقتصاد که اجرا می‌شود، لیبرالی است. بعداً جواب دادند که سی واندی سال است که در فلان دانشگاه تدریس می‌کنم اما نمی‌دانم اقتصاد لیبرالی چیست؟ و افتخارم این است که فلان وزیر و فلان وزیر، شاگردان من بوده‌اند!

شما ببینید، کسی که افتخارش این است که وزرای متعدد اقتصاد شاگردش بوده‌اند، می‌گوید من چیزی به معنای اقتصاد لیبرالی نمی‌فهمم! و فقط یک اقتصاد به اسم اقتصاد بازار آزاد داریم. و بعد اندیشه این افراد در طرح هدفمندی یارانه‌ها به عنوان مجریان این کار مبنا قرار می‌گیرد. فرقی هم ندارد اگر قرار بود هدفمندی یارانه‌ها را یک دولت سکولار هم انجام بدهد حتماً از این روش‌ها استفاده می‌کرد.

چه اقتصادی در چارچوب اقتصاد لیبرالی و تکنوکرات مأبانه نیست؟

تنها اقتصادی که بیرون از این چارچوب است، اقتصاد مقاومتی است. و متأسفانه اقتصاد مقاومتی را با اقتصاد ریاضتی خلط می‌کنند در صورتی که اصلاً این‌گونه نیست و ابعاد دیگری دارد که یک جزء کوچک آن مفهومی بود که در سخنرانی مشهد هم به آن اشاره شد که اقتصاد مقاومتی به مفهوم مقاوم سازی اقتصاد است.

مقاوم سازی ارکان یک اقتصاد، یک وجه جوهری آن است. شما یک برنامه‌ای باید داشته باشید تا بتوانید ربا را که جوهر نظام اقتصادی امروز است و به تعبیر بزرگان 80 درصدش ربوی است، این زهر و جوهر را از این اقتصاد بگیرید تا اقتصاد مقاوم بشود. شما چطور از بدن یک معتاد آن زهر مواد مخدر را آرام آرام از بدنش خارج می‌کنید تا سرحال و رنگش شاداب می‌شود. در واقع از آن پژمردگی خارج می‌شود و شادابی پیدا می‌کند و بدنش با ورزش مقاوم می‌شود.

حالا یک اقتصادی که بر اثر ربا و نفوذ ربا در بعضی از بخش‌ها و بعضی از قسمت‌ها مثل نظام مالی و غیره پژمرده و افسرده و دچار فساد شده است، اگر این زهر را از درون عضلات آن و از تار و پود آن خارج کنید، خود به خود مقاوم سازی انجام شده است. و مباحثی که در اقتصاد مقاومتی و توصیه‌ای که قبلاً شده بود در قضیه‌ی بانکداری بدون ربا و نظام اقتصادی این چنینی و مباحثی که قبلاً در 16 شهریور90 در دیدار با خبرگان رهبری و بعد هم سایر بزرگان در قم در دیدار با رئیس مجلس در 25 خرداد 91 مطرح شد، اینها مقوم مبحث اقتصاد مقاومتی است و هیچکدام از مکاتب مدرن و مباحث چپ و راستی که امروز در دانشکده‌های اقتصاد ما تدریس می‌شود، یارای مواجهه و مقابله با ساختار ربوی نهادینه شده و تئوریک موجود در علوم اقتصادی امروز را ندارد.

و لذا یک وجهش را در حوزه اقتصاد و یک وجهش را در سیاست خارجی اشاره کردم. در تعلیم و تربیت، در هنر و در هر بخش‌ دیگر هم همین گونه است. پس در واقع باید موضوع را این‌گونه دید که مدیریت تکنوکراتیک، مدیریتی است که حاکمیت طیفی از کارشناسان و نخبگان را بر دستگاه‌های تخصصی اعمال می‌کند که آن‌ها صرفاً به بعضی از انگاره‌های مدرن عمدتاً مغایر با شرع اعتقاد داشته باشند. و پیامدهای آن عموماً خودش را بعد از 10 تا 15 سال نشان خواهد داد که شما الآن پیامد حرکت تکنوکرات‌های دهه 70 را در جامعه می‌بينید و پیامد حرکت تکنوکرات‌های اخیر را طبیعتاً 20 سال دیگر باید ببینید.

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 19:7 ] [ علی ]

[ ]

ترس آمریکا از پیشتازی جلیل:
مقاله نويس مجله آمریکایی ویک با اشاره به پيشتازي جليلي عنوان كرد:در چه صورتی انتخابات ایران برای آمریکا "فاجعه‌بار" می‌شود!؟

این مجله آمریکایی گفته است :مقامات آمریکایی و اصلاح طلبان ایرانی از حضور وی در انتخابات ناراضی هستند

مجله آمریکایی ویک در گزارشی به قلم کیت واگستاف با اشاره به احتمال بالای رای آوری سعید جلیلی در انتخابات نوشت:  آن دسته از مقامات ایرانی و آمریکایی که به دنبال اصلاحات در ایران هستند، به یک میزان از حضور جلیلی در جریان انتخابات ناراضی‌اند. هم مشایی و هم رفسنجانی از داشتن روابط بهتر با غرب حمایت کرده‌اند. مشایی به رغم پیوند نزدیکش با احمدی‌نژاد علناً اظهار کرده که هیچ دشمنی‌ای میان ایران و ایالات متحده یا اسراییل نمی‌بیند و نیز به دنبال جذب سرمایه‌های میلیون‌ها ایرانی خارج‌نشین است که به نظر واشنگتن‌پست، روحانیون و سیاسیون محافظه‌کار با آن مخالفند.

در ادامه این گزارش آمده است: کشورهای غربی که به گفته منابع امنیتی رصد ویژه ای بر انتخابات ایران دارند همچنان امیدوارند دولتی روی کار بیاید که سر سازش با آمریکا داشته باشد البته در این گزارش به این موضوع اشاره شده است که اگر جلیلی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود انتخابات برای آمریکا فاجعه بار خواهد بود و این آروزها بر باد خواهد رفت.

در بخش دیگری از گزارش مجله ویک آمده است: جلیلی به عنوان یک رزمنده قسم‌خورده زمانی گفته بود که هدف ایران «ریشه‌کن کردن سرمایه‌سالاری، صهیونیسم و کمونیسم و ترویج گفتمان اسلام ناب در جهان» است.

ظاهراً جلیلی هنوز فلسفه‌ی مقاومت سیاسی علیه غرب به عنوان درمان گرفتاری‌های اقتصادی ایران را ترویج می‌کند. او اخیراً در یک نشست خبری گفت: «این حقیقت که ملت ایران از حقوق خود دفاع می‌کند، [امريكا] را ناامید می‌کند. به برکت مقاومت [ایران]، آن‌ها شاهد پیشرفت چشمگیر ایران هستند

در این گزارش همچنین آمده است: برای آن‌ها که امیدوار بودند که جنبش سبز روند اصلاحات را تقویت کند، جلیلی می‌تواند یک عقبگرد بزرگ باشد

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 18:35 ] [ علی ]

[ ]

این هم از اخلاق تکنو کراتها :

 

 شاید منظور اینها از تحجر گرایی:

تحجر گرایی یعنی اینکه از بیت المال به نفع شخص خودت استفاده نکنی

تحجر گرایی مساوی با ضد تکنوکراتی

 

حضور اتوبوس‌های حمل و نقل عمومی کرج و تهران در همایش انتخاباتی قالیباف در قم

 

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 18:29 ] [ علی ]

[ ]

دستور لیدر جریان انحرافی: برایم امضا جمع کنید!

به نقل از رجا نیوز

اخبار موثق حاكي است که لیدر جریان انحرافی از اینکه رد صلاحیتش هیچ گونه عکس العملی در پی نداشته و حتی مورد توجه محافل سیاسی و رسانه ها هم قرار نگرفته، دچار افسردگی شدید و کسالت جسمانی ناشی از آن شده است. 

یکی از اعضای حلقه انحرافی ضمن بیان این مطلب گفته است: حوالی ظهر دوشنبه گذشته به اتفاق حاج آقا "بهمن.ش" به دیدار مهندس در کاخ سعدآباد تجریش رفتیم. گفتند به خاطر کسالت ایشان، فقط حاج آقا "ش" داخل شوند و ما چند نفر، بیرون به انتظار نشستیم. بعد از مدتی حاج آقا با چهره‌ای برافروخته برگشتند و گفتند جناب مهندس بشدت ناراحت است، هم بدلیل اینکه کسی به حمایت از او نیامده، هم از اینکه "پیروان و مریدان(؟!)" در حال ریزش هستند و حتی کادرهای اصلی و دوستان مشترک ایشان و آقای دکتر نیز کارها را رها کرده و خود را از مهندس پنهان می کنند. لذا مهندس پیغام دادند که به رفقا بگویید 48 ساعت دیگر هم صبر کنند چون "خبر آمده که مشکل حل خواهد شد!؟" 

این عضو حلقه انحرافی افزوده است: مهندس رهنمود داده که بروید حمایت علما و طومار امضاء از طلاب جمع کنید و برای مقامات عالی کشور بفرستید. به همین خاطر آقای "ح.ق" نامه‌ای را برداشت و همراه با یک تیم آشنا به حوزه‌ها به قم رفتند و کلی به این طرف و آ« طرف زدند، اما تا نصف شب نهایتاً توانستند فقط از 3 طلبه‌ی جوان سال اول و دومی امضا جمع کنند!

نامبرده اضافه کرده است: وقتی مهندس از این وضعیت مفتضح مطلع شد گفت به دکتر بگویید که چرا خودش ورود جدی‌تری نمی‌کند. خودش عده‌ای را برای جمع کردن امضاء راه بیندازد و خودش امضاها را به رؤیت مقامات عالی برساند. 

این عضو حلقه‌ی انحرافی در انتها گفته است: الآن آن 48 ساعت هم گذشت و هیچ فرجی حاصل نشد. حالا اگر ما حرکت مجددی را هم شروع کنیم،  هیچ امیدی نیست که امضاها به 20 تا برسد چون همه به این نتیجه رسیده‌اند که کار ما تمام است و کسی بیخودی خودش را هزینه نمی‌کند. 

شایان ذکر است که از دید اعضای حلقه انحرافی، نقل قول‌هایی از قبیل "خبر آمده که..." از قول لیدر حلقه‌ی انحرافی، معمولاً بعنوان اخبار واصله از ماوراء الطبیعه تلقی شده و برای آن حساب خاصی باز می‌کنند. 

اما در شرایط فعلی، حتی اخباری از این نوع نیز برای این جماعت، منشأ اثر نمی‌شود. 

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 8:36 ] [ علی ]

[ ]

بخشی از وصیتنامه سید احمد خمینی به فرزندش سید حسن

به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آنست و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند.هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است! امروز بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌هاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندان‌هاي رژيم سفاك پهلوي به سر برده.هيچكس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستورات رهبري عمل كنند.

ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم، اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست!

قاطع‌تر پشت سر رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همانطور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنه‌اي است در خط آمريكاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي برخلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي شويم.

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 23:5 ] [ علی ]

[ ]

شهید رجایی:

وقتی می‌گوییم ما خط امامی هستیم یعنی همین، کاری را انجام دهیم که خلاف نظر خودمان است ولی نظر رهبری بر آن است، همین مفهوم التزام عملی ماست، ولو بی‌آبرو شویم

[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 18:29 ] [ علی ]

[ ]

ملاقات علی مطهری با سفیر نروژ در آستانه انتخابات     

             

در سایت گویا پلاس من آمده

هدف مردم ( منظورشان فتنه گران است) از انتخاب رفسنجانی به کرسی نشاندن نیکویی های نداشته ی رفسنجانی نیست. رفسنجانی بهانه است برای بلند کردن فریاد آزادی. فریاد تحول خواهی. ......                           

[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 22:25 ] [ علی ]

[ ]

یک خبر خیلی غیر عجیب  ( بگویید اکبر هاشمی، بخوانید مهدی هاشمی)

می گن یک خبرنگاشت در سرزمین آرزوهای آنها نبشته:

که پسر یکی از کاندیدارها گفته ما را از فضل پدر خلوار خلوار حاصل هر که خواهد بیاید که چوب حراج زدیم

گفته برای احترام به سن و سال پدر و رعایت ادبَ پدر را در گوشه ای نشانده و خودهمه کاره او خواهیم بود

البته چون من پسر هم در خلق و خُلق و  نطق عین پدر هستم لذا باید مانند پدر که نمکگیر است رعایت ادب کرده کمک کرده و اوامر پدر بزرگ را روی چشم گذاشته

برای اینکه دست مان به داخل پاچه پایمان نرود از خواهر مان کمک گرفته و جای مادر را  هم نگه داشته چون مملکت ملکه خواهد

لذا احتراما للپدر بزرگ پدر را در پرقویی خوابانده و مادر را در رأس و من و خواهر همه ممکلت و رعیت در  هرمی اداره خواهیم کرد.

به حول و قوه آنان که خواهند  اینجور باشد   

اصل خبر در ادامه مطلب                                                                    


ادامه مطلب

[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 17:47 ] [ علی ]

[ ]

فتنه گران حامی فتنه را بشناسیم:

روز پنجشنبه هم احمد منتظری، فرزند  منتظری  در گفت‌و‌گو با وبسایت راه دیگر تاکید کرد که بسیاری از مراجع، روحانیان و مردم کوچه و بازار قم از نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی پشتیبانی می‌کنند.

محمد خاتمی که  به وهم خیلی ها رهبر جریان اصلاحات نیز خوانده می‌شود در دیدار با اعضای هیات اجرایی ستاد ملی جوانان اصلاح طلب گفته که کسی نباید قهر کند. همه باید در کنار آقای هاشمی قرار بگیرند.

مجمع روحانيون مبارز، يکی از گروه های اصلی اصلاح طلبان، در بيانيه ای حمايت خود را از نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی برای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران اعلام کرده است

[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 9:27 ] [ علی ]

[ ]

آقای قالیباف در حال حاضر با حملات ایشان به آقای هاشمی و نقد سیاست‌های اقتصادی آقای هاشمی قصد دارد که نشان دهد کاندیدای در تقابل هاشمیست و بگوید منم که مقابل هاشمی هستم و با مقابله با هاشمی رأی ها را به طرف خود جمع کند چون  می ترسد که کسانی مثل آقای ولایتی و آقای حداد عادل، به نفع  آقای جلیلی کنار بروند.
این مورد قبول آقای قالیباف نیست و او حتی به ائتلاف گروه سه نفره هم تن نمی‌دهد و می‌گوید با توجه به نتایج نظرسنجی‌ها یک نفر از ما انتخاب ب‌شود. و خود را در نظر سنجی ها بالاتر می داند
لذا می‌خواهد با نقد آقای هاشمی نشان دهد که تنها کاندیدای مورد توجهی که می‌تواند با آقای هاشمی رقابت کند خود آقای قالیباف خواهد بود.

[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 9:18 ] [ علی ]

[ ]

ردپای روباه مکار

بی بی سی روند انتخابات آتی در ایران شامل یکی از این دو گزینه است:

 ۱- آمدن هاشمی به صحنه به عنوان فردی که هم عرض رهبری است و رخ‌نمایی اصلاحات جدّی که اوج آن در اصلاح قانون اساسی است (شقّ خوش‌بینانه) و نهایتاً انتقال آرام و بدون خون‌ریزی قدرت به نمایندگان واقعی‌تر مردم طی سال‌های بعد.

۲- انسداد سیاسی و بسته شدن فضای انتخاباتی که توأم با زایمان آسیب‌رسان طی سال‌های آتی به مدد ورود عناصر بیرونی به صحنه‌‌ی داخلی خواهد بود. این دو مسیر‌ی است که بدون تعارف باید توسط همه‌ی نیرو‌های هوادار ملت در داخل و خارج مورد ارزیابی و انتخاب واقع شود. باقی حرف‌ها، از جانب هرکسی که باشد غیر عالمانه و متعصبانه خواهد بود.»

بی بی سی در ادامه با این ادعا که مردم حتما به آقای هاشمی رای خواهند داد و او پیروز نهایی انتخابات خواهد بود می نویسد: «اولی‌ها، یعنی مدافعان ولایت و رهبری نظام، برای حل مسائل سیاسی و اقتصادی به یکی از این دو مسیر تن خواهند داد:

الف. قبول انتخاب مردم که با آمدن هاشمی به صحنه، به او رأی خواهند داد

ب. برهم زدن قاعده‌ بازی با ایجاد فضای خاص و امنیتی که در آن صورت، سه پدیده شکل می‌گیرد که عبارتند از:

۱.مبارزه‌ی منفی از سوی اصلاح‌طلب‌ها (با گفتمان حداقلی و گاهی سکوت که کفایت می‌کند)

۲. نافرمانی مدنی از سوی عناصر اجتماعی و ...

۳. فشار اقتصادی از خارج

به گزارش رجانيوز، عفت مرعشي در حاشيه نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات فرزندش مهدي هاشمي ، در پاسخ به سئوالي درباره حضور همسرش در عرصه انتخابات گفت: حاج آقا مطمئنا وارد عرصه انتخابات نمي‌شود. 

وي در ادامه در اظهاراتي كه مشابه به خط خبري شبكه هاي اپوزيسيون است، تصريح كرد: انتخاباتي وجود ندارد، مگر براي اينها کاري دارد که راي‌ها را عوض کنند.

حال این سوال پیش می آید؟

چرا دشمنان قسم خورده انقلاب به هاشمی طمع کردند مگر هاشمی چه پتانسیلی برای آنها دارد که می تواند آنها را به هدفشان برساند

 

[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 23:9 ] [ علی ]

[ ]